منوچهر دست راست را زیر چانهاش زده روی نیمکت والمیده بود، سینای او افسرده، چشمهایش خسته و نگاه او پیدرپی به لنگر ساعت و لباسی که در روی صندلی افتاده بود، قرار میگرفت و از خودش میپرسید: آیا خجسته امشب به بال خواهد رفت؟ من که هرگز نمیتوانم.
۴۶ رمان
صادق هدایت (متولد: ۲۸ بهمن ۱۲۸۱ برابر با ۱۷ فوریه ۱۹۰۳ در تهران، مرگ: (خودکشی با گاز) ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ برابر با ۹ آوریل ۱۹۵۱ در آپارتمان اجارهای مکرر، خیابان شامپیونه، پاریس) نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی است.
هدایت از پیشگامان داستاننویسی نوین ایران و روشنفکری برجسته بود. بسیاری از محققان، رمانِ «بوف کور» او را، مشهورترین و درخشانترین اثر ادبیات داستانی معاصر ایران دانستهاند. هرچند شهرت عام هدایت نویسندگی است، اما آثاری از نویسندگانی بزرگ را نظیر ژان پل سارتر، ...
بوف کور
ـ اگه حمال میخواستی من خودم حاضرم هان؛ یه کالسگهی نعشکش هم دارم! من هر روز مردهها رو میبرم شاعبدالعظیم خاک میسپارم ها، من تابوت هم میسازم؛ به اندازهی هر کسی تابوت دارم، به طوری که مو نمیزنه! من خودم حاضرم، همین الان!...
مردی که نفسش را کشت
میرزاحسینعلی هر روز صبح سر ساعت معین، با سرداری سیاه، دگمههای انداخته، شلوار اتو زده و کفش مشکی براق گامهای مرتب برمیداشت و از یکی از کوچههای طرف سرچشمه بیرون میآمد، از جلو مسجد سپهسالار میگذشت، از کوچه صفیعلیشاه پیچ میخورد و به مدرسه میرفت.
وغوغ ساهاب
دیشب رفتم به تماشای تیارت:«طوفان عشق خونآلود،» که اعلان شده بود شروع میشود خیلی زود، ولی برعکس خیلی دیر شروع کردند؛ مردم را از انتظار ذله کردند، پیس به قلم نویسنده شهیر بینظیری بود، که شکسپیر و مولیر و گوته را از رو برده بود؛ هم درام، هم تراژدی، هم کمدی، هم اخلاقی،... روی هم رفته تیارتی بود آنتیک.
زنده به گور (نقدها و نظرها) ترجمه انگلیسی و ارمنی
نفسم پس میرود، از چشمهایم اشک میریزد، دهانم بدمزه است، سرم گیج میخورد، قلبم گرفته، تنم خسته، کوفته، شل، بدون اراده در رختخواب افتادهام. بازوهایم از سوزن انژکسیون سوراخ است. رختخواب بوی عرق و تب میدهد، به ساعتی که روی میز کوچک بغل رختخواب گذاشته شده نگاه میکنم، ساعت 10 روز یکشنبه است.