به خانه که رسید، سرش را بلند کرد تا ببیند آیا چراغی روشن است؟ اما تمام پنجرهها در تاریکی مطلق به انتظار نشسته بودند. کلید را در قفل در ورودی خانه چرخاند. خدا را شکر کرد که همسرش هنوز نیامده بود. مهتاب که از میان پردههای کشیده پذیرایی به فضای تاریک درون می تابید به استقبالش آمد.