مجموعه داستان داخلی

خلیج زیر پایش بود

خانم چی میل دارید؟ نگاهی به میز انداخت. لطفا یک قهوه بدون شیر. مهماندار لیوان یک‌بار مصرف را از قهوه پر کرد و به دستش داد. زن به انگشتری که توی دستش بود، نگاهی انداخت. جرعه‌ای از قهوه را خورد و لیوان را روی میز کوچکی که جلویش بود گذاشت. کیف حصیری را باز کرد. آلبوم کوچک را از آن بیرون آورد. چند گل سفید روی جلد سبز آلبوم دیده می‌شد. آن را باز کرد.

افراز
9789642435449
۱۳۹۱
۷۲ صفحه
۲۳۵ مشاهده
۰ نقل قول