مجموعه داستان خارجی

زندگی من و 2 داستان دیگر

داستان زندگی من که از قوی‌ترین داستان‌های آنتوان چخوف به شمار می‌آید مربوط به سال‌هایی است که پس از قتل آلکساندر دوم، دگرگونی شدیدی در وضع اجتماعی روسیه پدید آمد و فقر و تیره‌روزی همه جا را فرا گرفت. چخوف در این داستان که حاکی از احساس تلخ و بدبینی و البته همراه با امید به آینده می‌باشد ترسیم کننده این فقر و تیره روزی است.

9789640013922
۱۳۹۰
۱۶۴ صفحه
۸۹۵ مشاهده
۰ نقل قول
آنتوان چخوف
صفحه نویسنده آنتوان چخوف
۷۶ رمان آنتون پاولوویچ چِخوف داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس برجستهٔ روس است. هر چند چخوف زندگی کوتاهی داشت و همین زندگی کوتاه همراه با بیماری بود اما بیش از ۷۰۰ اثر ادبی آفرید. او را مهم‌ترین داستان کوتاه‌نویس برمی‌شمارند و در زمینهٔ نمایش‌نامه‌نویسی نیز آثار برجسته‌ای از خود به جا گذاشته‌است و وی را پس از شکسپیر بزرگترین نمایش نامه نویس میدانند. چخوف در چهل و چهار سالگی بر اثر ابتلا به بیماری سل درگذشت. چخوف نخستین مجموعه داستان‌اش را دو سال پس از ...
دیگر رمان‌های آنتوان چخوف
الینکای عزیز و چند داستان دیگر
الینکای عزیز و چند داستان دیگر این کتاب شامل داستان‌های مرد چاق مرد لاغر، آفتاب‌پرست، ماسک، وانکا، شوخی، سرگذشت ملال‌انگیز، سبکسر، انگور فرنگی، ایونیچ و سرانجام الینکای عزیز می‌باشد.
3 سال (مجموعه داستان‌های کوتاه شاهکار 16)
3 سال (مجموعه داستان‌های کوتاه شاهکار 16) در حوزه ادبیات داستانی، داستان کوتاه جذابیتی خاص دارد. در این عرصه، نویسنده با بهره‌گیری از نبوغ ادبی خود و همین‌طور با استفاده از صناعات و تمهیدات ادبی آن هم در صفحاتی اندک، که خاص داستان کوتاه است؛ داستانی را در قالب یک رمان بلند؛ با شخصیت‌هایی محدود به نگارش درمی‌آورد. داستانی که مضمونی اجتماعی یا سیاسی داشته و جنبه‌ای ...
دشمنان
دشمنان چخوف در داستان‌هایش بیشتر به کسانی توجه دارد که به قول خودش «آدم‌هایی بسیار عادی»‌اند.از طریق آن‌هاست که او به ناگوارترین مسائل زندگی دسترسی پیدا می‌کند؛ مسائلی که نه تنها ذهن خود بلکه ذهن موجودات زاده تخیل شاعرانه او را نیز به خود مشغول می‌کنند. آنچه که در آثار او بیشتر به چشم می‌خورد ناچیزی زندگی روزمره است. این احساس، ...
دشت
دشت در حین خوردن غذا مکالمه‌ای بین آن‌ها صورت گرفت که ایگوروشکا متوجه شد که همنشینان جدیدش، برخلاف تضادی که در سن و شخصیت‌شان دارند، همگی در یک چیز مشترکند، که آن‌ها را شبیه هم می‌کرد؛ «همه آن‌ها گذشته زیبا و حالی بسیار بد داشتند. همه آن‌ها با شور و حرارت از گذشته‌شان می‌گفتند، اما اندیشیدن به زمان حال، خلقشان را ...
زندگی من و 1 داستان دیگر (پالتویی)
زندگی من و 1 داستان دیگر (پالتویی) هرگاه من به فکر تهیه‌ی انگشتری می‌افتادم، می‌دادم این جمله را رویش بکنند، هیچ‌چیز از بین نمی‌رود من گمان نمی‌کنم که در حقیقت چیزی نیست نمی‌شود و همه چیز اثری از خود باقی می‌گذارد، کوچک‌ترین قدمی که ما برداریم در زندگی کنونی و حتی زندگی آینده اثر دارد...
مشاهده تمام رمان های آنتوان چخوف
مجموعه‌ها