این مجموعه بسیار غنی از انواع داستانها، در قالب نثر یا نظم، حکایات و روایات و یا حتی رسالههایی اتوبیوگرافی، شامل مهمترین آثار ادبی خلیل جبران میباشد و با نهایت دقت انتخاب شده است.
۳۷ رمان
او در ششم ژانویه سال ۱۸۸۳، در خانوادهای مسیحی مارونی (منسوب به مارون قدیس) که به خلیل جبران شهرت داشتند، در البشری، ناحیهای کوهستانی در شمال لبنان به دنیا آمد. مادرش زنی هنرمند بود که «کامله» نام داشت. مادر جبران کامله رحمه، سی ساله بود که جبران را از شوهر سومش خلیل جبران به دنیا آورد. شوهرش مردی بی مسئولیت بود و خانواده را به ورطه فقر کشاند. جبران خلیل یک برادر ناتنی به نام «پیتر»، شش سال بزرگتر از ...
پیامبر و دیوانه
کتاب پیامبر از روی نود و هفتمین چاپ متن انگلیسی و کتاب دیوانه از روی چاپ متن انگلیسی این اثر به فارسی ترجمه شده است. در ترجمة حاضر سعی شده کیفیت ساده، کهن و گیرایی اصل اثر حفظ شود. پیامبرِ خلیلجبران در چهرة «المصطفی» ظاهر میشود. وی بر بالای کوه، با مردم ارفالس با سخنان نافذ و شاعرانه دربارة همة ...
موسیقی و عروسان دشت
این کتاب، نخستین آثار مدون خلیل جبران است که به زبان عربی، به سالهای 1905 و 1906م. منتشر گردید. موسیقی مقالهای است که نویسنده در آن، نغمهها و الحان موسیقایی را به تصویر کشیده است. موسیقی و استقبالی که از آن به عمل آمد، جبران را بر آن داشت تا با یادآوری تجربههای خویش در لبنان، معضلات اجتماعی را در ...
اشکی و لبخندی
این کتاب شامل پنجاه و یک قطعه از سرودههای «جبران خلیل جبران» است. جبران در این کتاب میگوید: ”آرزومندم زندگی به شکل اشکی و لبخندی باقی بماند: اشکی که قلبم را تطهیر میکند و اسرار پنهان زندگی را به من میفهماند. لبخندی که مرا به فرزندان سرزمینم نزدیک میسازد و نشانی برای پرستش خداست“.
گزینه نامههای عاشقانه خلیل جبران و ماری هاسکل دلواپس شادمانی تو هستم
درباره خویشتن خویش اندیشیدن وحشتناک است. اما ابن تنها راه صمیمانه کار است. اندیشیدن درباره خویشتن خویشم بدانگونه که هستم، اندیشیدن به جنبههای زشتم، اندیشیدن به جنبههای زیبایم، و در شگفت شدن از آنها. چه آغازی میتواند محکمتر و استوارتر از این باشد؟ از چه چیزی میتوانم رشد خود را آغاز کنم جز از خویشتن خویشم؟
نامههای عاشقانه
من طی ماههای ساکتی که بدون دریافت نامهای یا جوابی از شما سپری شده است به موضوعهای بسیاری فکر کردهام، اما هرگز به ذهنم خطور نکرده که شما «شرور» هستید. اما حالا میبینم که شما به شرارت در روحتان اذعان کردهاید. این حرف درستی است و شایسته است که من هم حرف شما را باور کنم، زیرا به هر آنچه ...