دلش میخواست به واسطه چند کلمه قلمبه سلمبهای که در قالب تغزلی کاغذ کرده بود کامران را غافلگیر کند. پیشترها از او یاد گرفته بود که همیشه بهترین و مهمترین حرفها، میبایست با قلم و کاغذ گفته شود، نه با لب و دهان. 4 داستان کوتاه در گونههای متفاوت با زبانی ساده و گیرا که با پیوستگی زمان در کنار هم چیده شدهاند. این مجموعه داستان روایتی پازلگونه از آدمهایی است که به سادگی از کنارشان میگذریم.