ای قلب زن، ای عشق زن، ای هوسها و امیال و آرزوهای زن، ای آرزوی من، این زن چه معمای گیجکنندهای است چرا آنقدر دوست میدارد. آنقدر دوست میدارد. آنقدر در دوستی و عشق خود افراط و اصرار بکار میبرد و چرا هنگامی که بنای آرزوهای او درهم ریخته و برهم زده شد اینچنین کینهورز و بیرحم و خونخوار از کار در میآید...