کتاب حاضر، داستاني بلند است که با زباني ساده و بيان جزئيات لازم نگاشته شده است. نويسنده داستان را با پرداخت مناسب شخصيتها و توصيف عميقترين احساسات و افکار آنها و همچنين با بيان دقيق جزئيات صحنهها، نگاشته است. در داستان ميخوانيم: «پشت پنجره کوتاهشان، گلدان گذاشته بودند. از چند فرسخي هم معلوم بود که گلهاي توي گلدان مصنوعي است. گلها، تازه و محکم ايستاده بودند و برگهاي سبز شهر را بهسوي خورشيد روانه کرده بودند. گلهاي قرمز، زيادي زيبا بودند. زيباييشان به دل مينشست. زيبايي هم بايد کمي عيب داشته باشد».