نمایش‌نامه

تلاش بیهوده عشق

«تربیت واقعی این نیست که انسان وارد دنیای فرهنگ رویایی شود، بلکه باید خود را تابع انضباط غم و شادی سازد.» شکسپیر در این نمایش‌نامه تلاش بیهوده بازیگران و تظاهر آنان را به مقاومت در برابر کشش عشق، و بالاخره شکست آن‌ها رادر مقابل این قدرت عظیم و تسلیم به مقتضای طبع و خوی بشری نشان می‌دهد. او در لفافه طنز طبیعت واقعی انسان و انحراف از آن را می‌نمایاند.

9786001215476
۱۳۹۴
۱۲۰ صفحه
۲۳۶۶ مشاهده
۷ نقل قول
ویلیام شکسپیر
صفحه نویسنده ویلیام شکسپیر
۵۴ رمان William Shakespeare (baptised 26 April 1564) was an English poet and playwright, widely regarded as the greatest writer in the English language and the world's pre-eminent dramatist. He is often called England's national poet and the "Bard of Avon" (or simply "The Bard"). His surviving works consist of 38 plays, 154 sonnets, two long narrative poems, and several other poems. His plays have been translated into every major living language, and are performed more often than those of any other ...
دیگر رمان‌های ویلیام شکسپیر
حکایت زمستانی
حکایت زمستانی حکایت زمستانی، برای نقل در پای گرمای آتش در شب‌های تاریک و طولانی و سرد زمستان قصه‌ای مناسب دارد. شکسپیر در این اثر به اعجاز قلم سحرانگیز خویش، یک تراژدی هولناک و فاجعه‌ بار را به کمدی شاد و دل‌انگیز بدل می‌کند.
ژولیوس سزار
ژولیوس سزار ژولیوس سزار، در یک ارتش همگانی، یک نجیب‌‌‌زاده رومی را با نام پامپی در یک مبارزه شدید شکست داد. به ‌عنوان تفریح یک جشن عمومی برپا کردند. اما بعضی از اشراف‌‌‌زاده‌‌‌ها پامپی را حمایت کردند و از سزار که ترقی می‌‌‌کرد ترسیدند. آنها ترسیده بودند نکند سزار با بلندپروازی‌‌‌هایش بخواهد پادشاه روم شود. برای همین شروع به توطئه‌‌‌چینی علیه او ...
رومئو و ژولیت
رومئو و ژولیت سمپسون: گرگوری، به مردانگی سوگند، ما بزدل نیستیم. گرگوری: البته، و گرنه بع‌بع می‌کردیم. سمپسون: یعنی گردن به زور نمی‌دهیم، شمشیر می‌کشیم. گرگوری: سرت را بالا بگیر، ببینم گردنی هست؟ سمپسون: خشم بگیرم، زود شمشیر می‌کشم. گرگوری: اما دیر خشم می‌گیری. سمپسون: حتی سگی از فامیل موناتیگو مرا تحریک می‌کند. گرگوری: تحریک یعنی فرار، شجاعت یعنی ایستادن؛ اگر تحریک شدی ...
مکبث
مکبث مکبث شگفت‌زده می‌شود. وقتی سه جادوگر پیش‌گویی می‌کند که پادشاه بعدی اسکاتلند خواهد بود. لیدی مکبث نمی‌تواند صبر کند! بدون در نظر گرفتن پیامدهای غم‌انگیز، امور را به دست خونین خویش می‌گیرد.
مجلس تماشاخانه (به تربیت آوردن دختر تندخوی)
مجلس تماشاخانه (به تربیت آوردن دختر تندخوی) باپ تیستا: لوسانتیو، میل دارم که این کار در منزل من نشود. می‌دانی که دیوار گوش دارد. من نوکر زیاد دارم. به علاوه گرمیو پیر همیشه مواظب احوال است و ممکن است بدائی در این میانه واقع شود. ترانیو: خداوندگارا، پس در منزل من، اگر مرخص کنید، این امر واقع شود پدرم هم در آنجا منزل دارد، در آنجا است،‌ این ...
مشاهده تمام رمان های ویلیام شکسپیر
مجموعه‌ها