رمان خارجی

خرگوش‌ها و مارهای بوآ

(Kroliki and udavy)

مار نوجوان که تازه بلعیدن خرگوش‌ها را یاد گرفته بود، گفت: «از یک چیز سر در نمی‌آورم. چرا وقتی من به خرگوش‌ها نگاه می‌کنم، فرار نمی‌کنند؟ آن‌ها که خیلی تند می‌دوند.» چپ چشم تعجب کرد: «چطور فرار کنند؟ ما آن‌ها را هیپنوتیزم می‌کنیم...» مار نوجوان پرسید: «هیپنوتیزم یعنی چه؟»

افق
9786003532946
۱۳۹۶
۲۲۴ صفحه
۱۴۱ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های فاضل اسکندر
آرامگاه لنین
آرامگاه لنین ... در روسیه همه به قانونی بودن وجود خود شک دارند؛ شاید هم به همین دلیل است که هر طور شده تا به امروز دوام آورده‌ایم، به میمنت همین هارمونی بی‌قانونی‌ها. انگار حکومت خودش هم این ساختار جدید به اصطلاح دموکراتیک را باور ندارد و دولتمردان در ناخودآگاهشان امید دارند که اگر همه‌چیز از هم پاشید، در آخرین لحظه به ...
مشاهده تمام رمان های فاضل اسکندر
مجموعه‌ها