رمان خارجی

جادو

(Magic)

همیشه ممکن است جادو در زندگی شما وجود داشته باشد آن را جستجو کنید! ... نمی‌توان چیزی رو به قلب دیکته کرد یا اون رو مدیریت کرد. قلب کاری رو که بخواد انجام میده... بچه‌ها هیچ‌وقت برای همیشه کنار ما نمی‌مونن؛ بنابراین شما همه عشق و زمان خود رو صرف اون‌ها می‌کنین، بعد هم پرواز کرده و به دوردست‌ها میرن... چرا همیشه یه مانع برای فرصت‌های طلایی وجود داره؟ وقتی که به بزرگان و قدرتمندان متصل نباشی، هیچ چیز ساده نیست... چرا پول باید قانون زندگی ما باشه؟ اینجا دنبال پول بودن، همه چیز نیست. کیفیت زندگی اهمیت داره. زندگی اون‌قدر طولانیه که فرصت داری کارهایی که از اون‌ها لذت نمی‌بری رو انجام بدی... جوونای امروزی نمی‌خوان زیر بار تعهد ازدواج برن، اما حاضرن تعهد بچه‌دار شدن بدون ازدواج رو بپذیرن. ازدواج خیلی آسون‌تره. تو می‌تونی هرگاه متوجه اشتباهت شدی، از زیر بار این تعهد خارج بشی. بچه‌ها اما همیشه هستن. هیچ تعهدی از این بزرگ‌تر نیست... شما همیشه به توافق نمی‌رسین، مجبور هم نیستین، اما باید به سازش‌های معقول به نفع کودک برسین... گاهی اوقات تغییر چیز خویبه. گاهی تغییرات هدایای فوق‌العاده‌ای به ارمغان میارن. من اون شب کشش و پیوندی بسیار قوی نسبت به تو حس کردم، اما می‌دونم که این ماه‌ها سخت شده. رمان جادو داستان زندگی‌هایی است که هرگز دور از واقعیت نیستند و خواننده به راحتی می‌تواند با قهرمانان قصه هم‌ذات پنداری کند.

آناپنا
9786007394427
۱۳۹۶
۳۹۲ صفحه
۶۵۵ مشاهده
۰ نقل قول
دانیل استیل
صفحه نویسنده دانیل استیل
۲۷ رمان دانیل استیل بیش از 80 رمان نوشته است.کتاب های او بیش از 580 میلیون نسخه فروش داشته است.او توانسته رکوردی در کتاب رکوردهای گینس ثبت کند. دانیل استیل در شهر نیویورک به دنیا آمد.او هرچند که در آمریکا به دنیا آمده است اما بخش اعظم کودکی اش را در فرانسه گذرانده است.مادر پرتغالی او وقتی دنیل دوساله بود از پدر آلمانی اش جدا شد. دنیل در فرانسه و سوییس تحصیل کرد سپس به آمریکا بازگشت.و همزمان در دانشگاه نیو یورک ...
دیگر رمان‌های دانیل استیل
دومین شانس
دومین شانس
معجزه
معجزه
خاطرات مه‌آلود
خاطرات مه‌آلود «تانا» تا صبح در فکر بود، هزاران سوال از خود می‌کرد، آیا از کارش دست بکشد؟ اگر استعفا بدهد مناسب خواهد بود؟ آیا فرزندش را سقط کند؟ آیا اگر سقط کند جان خودش در خطر نخواهد بود؟ اگر به پزشک برود و تحت درمان و مراقبت شدید قرار گیرد، فرزند دوم نیز چون «هری» کوچولو سالم و تندرست به دنیا ...
خانه ترستون
خانه ترستون
عقاب تنها
عقاب تنها وقتی از ماشین پیاده شدند اشک در چشمان کیت جمع شده بود. کیت به آرامی گفت: جو زنده بمان، دوستت دارم. کیت حرف‌های زیادی برای گفتن داشت اما نمی‌خواست جدایی را سخت‌تر از این کند... دیگر نمی‌توانست جدایی را تحمل کند اما می‌دانست چاره‌ای ندارد و باید قوی باشد. هر روز سربازان و دختران جوان زیادی با اشک از هم ...
مشاهده تمام رمان های دانیل استیل
مجموعه‌ها