رمان ایرانی

الینار

دیگر دستان ناتوان آواز هیچ عاشق رهگذری نیمه شب ضربه‌های بیداری بر پنجره خفته خواب تو نتواند که زد. شب، خواب ما را و دریارا خواب ما عمیق کرده است. بخواب الینار بخواب. من اما حرف‌ها دارم که با این اتاق‌ها بگویم، با این درها و دیوارها، با این پنجره‌ها. با عابری که نمی‌گذرد. با شباهنگی که نمی‌خواند. با شب‌پره‌ای که نمی‌برد. با شب‌تابی که نمی‌تابد. بخواب الینار. خاک، آغوش همیشه پذیرش است. خاک، بستر همیشه آرامش است. من بازگشته‌ام، از سوی سال‌هایی که جز با نام و جز با یاد تو به آغاز و اتمام نرسیدند.

ثالث
9786004051279
۱۳۹۶
۲۱۲ صفحه
۱۲۳ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های احسان عباسلو
کلاژ
کلاژ مادربزرگ من الیوت را بر برونینگ ترجیح می‌دهد و شلی را بر بایرون اما جواد آقای سبزی فروش معتقد است که در کل، شعر سپید از لحاظ بهداشتی برای پیچیدن سبزی‌هایش بهتر است. برادر کوچکم بتمن را بیشتر می‌پسندد به شرطی که نقش بتمن را جرج کلونی بازی کند و رابین هم حتما کریس ادانل باشد. در زمانه گوشت کیلویی ...
مشاهده تمام رمان های احسان عباسلو
مجموعه‌ها