صبح اولین روز هفته را مطابق معمول شروع کرد، دست و رویی شست و پس از صرف چند لقمه سرپایی صبحانه، لباس فرمش را پوشید و رفت سراغ آینه قدی که درست روبروی در ورودی آپارتمانش زده بود...
بچهمحل
اولین دقایق ساعت کاری یکی از روزهای هفته بود، رضا که از کارشناسهای باسابقه و خبره مالی شرکتی خصوصی محسوب میشد و سالهای آخر خدمتش را طی میکرد در اتاق کارش مشغول انجام کارهای معمول بود. در کنارش همکار جوانی که به تازگی به او ملحق شده بود هم مشغول کار بود که صدای تلفن ثابت روی میز رضا بلند ...