مجموعه داستان ایرانی

زان تشنگان (24 روایت از روضه‌هایی که زندگی می‌کنیم) مجموعه کآشوب 3

این کتاب ماجرای سرایت دلبستگی است. قصه دست به دست شدن سرسپردگی ابدی. بیست و چهار نفر در این کتاب زندگی‌شان را جستجو کرده‌ای تا آستانه‌ای را بیابند که بعد از آن برای همیشه به شور محرم پیوند خورده‌اند. بیست و چهار نفر در جستجوی خاطره‌هایشان به غریبه یا خویشاوندی رسیده‌اند که سالی و ماهی و روزی این عشق را به راوی انتقال داده است. «زان تشنگان» کتاب سوم از مجموعه کآشوب است که نشر اطراف در آستانه محرم هر سال منتشر می‌کند. کتاب‌های «کآشوب» و «رست‌خیز» دو جلد دیگر این مجموعه هستند.

اطراف
9786226194297
۲۴۰ صفحه
۵۵ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
عقربه سرنوشت (مجموعه داستان کوتاه)
عقربه سرنوشت (مجموعه داستان کوتاه) این مجموعه شامل 13 داستان کوتاه از نویسندگانی چون والتر کولبن‌هوف، گابریله وومان، یوزف ردینگ، ارنست همینگوی و هانس هاس است که گردآورنده آن‌ها را به شش دسته تقسیم کرده. در پایان هم زندگی‌نامه کوتاهی از نویسندگان و همچنین منابع داستان‌ها ذکر شده است. این کتاب از سری کتاب‌هایی است که در کارگاه‌های داستان‌نویسی آلمان مورد استفاده قرار می‌گیرد و ...
روزی روزگاری دیروز
روزی روزگاری دیروز 1 شب درست بعد از پنجاهمین سالگرد تولدم، در باری را که از خانه دوران کودکی‌ام چندان فاصله‌ای نداشت باز کردم. پدرم، در راه برگشت به خانه از دفترش در لندن، آن‌جا بود و به پیشخان تکیه داده بود. مرا نشناخت، اما من از این‌که پیرمرد را دوباره می‌دیدم خوشحال و تقریبا هیجان‌زده شده بودم به خصوص که او 10 ...
رست‌خیز (24 روایت از روضه‌هایی که زندگی می‌کنیم)
رست‌خیز (24 روایت از روضه‌هایی که زندگی می‌کنیم) -
سرگذشت دختران
سرگذشت دختران خیلی وقت پیش ـ البته نه اون‌قدرا، همین چند سال پیش، قبل از این‌که چرخ‌‌دنده‌ها و اهرما و قرقره‌ها آینده رو از دل زمین بکشن بیرون و بیارن جلو چشم من ـ زیاد مهمونی می‌رفتم. تو یکی از این مهمونیا زن و شوهری بودن به اسم کریستا و ری. اونا با آدمایی که من کم و بیش باهاشون آشنا بودم، یا ...
مردی که کشتمش (گزیده داستان‌های کوتاه آمریکا)
مردی که کشتمش (گزیده داستان‌های کوتاه آمریکا) فکش توی گلویش بود، لب دندان‌های بالایی‌اش نمانده بود. یک چشمش بسته بود. چشم دیگرش سوراخی مثل ستاره داشت. ابروهایش به ظرافت قوس ابروی زنانه می‌مانست. بینی‌اش آسیب ندیده بود. مختصر اشکی دم لاله‌ی یک گوشش به چشم می خورد. موهای مشکی‌اش به عقب شانه شده بود. پیشانی‌اش چروک مختصری داشت، ناخن‌هایش مرتب بود. بر پوست گونه‌ی چپش جای سه ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها