روی زمین نشستم و سرم را میان دستانم گرفتم. فکر کردم کاش می‌توانستم پیچ سرم را از گردنم جدا کنم. آن را روی زمین بگذارم، شوت محکمی به آن بزنم تا آن جا که ممکن است دورتر و دورتر برود.
آن قدر دور که دیگر نتوان پیدایش کرد.
اما من حتی شوت زدن بلد نیستم.
حتما سرم همان کنار می‌افتاد.
۱ نفر این نقل‌قول را دوست داشت
Ali
‫۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۱