مظفر صبحگاهی این سرزمین لبریز انسانهایی به انزوا رسیده ای است که به تنهایی نمیتوانند درد‌ها و رنج‌های خودشان را درمان کنند. من تنها هستم. کار زیادی هم از دستم ساخته نیست، ولی باید بروم و با کلامی یا تکان دادن دستی هم که شده قدری از دردهاشا بکاهم! …اگر همه ی دردهایم تو بودی، همیشه پیشت میماندم… ولی دردها بی شمارند.
۲ نفر این نقل‌قول را دوست داشتند
bilijacks
‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۳۲
Faeze
‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۵۸