آن شب دلم میخواست شادی ام را با او نصف کنم. مثل یک سیب از وسط نصف کنم تا هر کدامش را که خواست بردارد. و او شاید این چیز‌ها را میدانست و به من بروز نمیداد. حتی به روی خودش هم نمی‌آورد. فقط گاه نگاهش روی گوش یا موهام میماند و تا سر برمیگرداندم مثل گنجشک پریده بود.
۳ نفر این نقل‌قول را دوست داشتند
Ali
‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۱۲
notation69
‫۲ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۳۴
atena1987
‫۱ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۳۶