" یکی از بی رحمانه‌ترین صحنه‌های طبیعت، صحنه ی بازی کردن با شکار، پیش از دریدنش است. پلنگ ، پیش از آن که دندانش را در گلوی آهو فرو کند ، می‌گذارد تا طعمه اش ، در نهایت ترس و در محدوده‌ای که او تعیین می‌کند ، بدود و بالا و پایین بجهد و سر و دُم بجنباند و با این کار، شهوت دریدن را در خودش بیشتر و بیشتر کند. مثلِ معاشقه‌ی قبل از درآمیختن است. خدایان، این جست و خیز ناچیز، میان بازوانِ مرگ را، زندگی نامیده‌اند. کلنجاری میان دو پرانتزِ تلخ. اما تلخ‌تر آنجاست که در همان لحظات حقیر، طعمه یادش می‌رود دارد میانِ بازوانِ ستبرِ مرگ، زندگی می‌کند. یادش می‌رود همه‌ی فرصتش، همین جست و خیزهاست. فراموش می‌کند زمان تنگ است و باید همین فاصله ای را که مرگ امان داده است، هنرمندانه ، با باد و آب و خاک و آتش ، درآمیزد.
۴ نفر این نقل‌قول را دوست داشتند
Ali
‫۱ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۱
Mahkame
‫۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۹
Elham
‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۷
Ehsansh
‫۱۲ روز قبل، دو شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۳