در حقیقت مگی برای او ساخته شده بود. زیرا او خود، مگی را ساخته بود. سالها او را در روح و جانش تراشیده و صیقل داده بود. بی آن که هرگز دلیل آن را بداند. مگی گناهِ او، گلِ سرخِ او و آفرینشِ او بود. رویایی که هیچگاه از آن رهایی نمییافت، هرگز تا هنگامی که جان در بدن داشت.