رمان های سایت

# عنوان نویسنده مترجم ناشر
< 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 >
برای توسکای عزیزم (دیالوگی آزاد درباره تک‌ماندگی) برای توسکای عزیزم (دیالوگی آزاد درباره تک‌ماندگی)
این جستار نخستین نوشته‌ای است که به مفهوم‌سازی در حوزه علوم انسانی پرداخته است. در این اثر نویسنده با تصویرکشیدن شاعرانه هستی پیرامونی‌اش و با بهره‌گیری از رویکرد دیالوژیکی (دیالوگ با درون و برون) به بازآفرینی تفسیر و ارزیابی تجربه‌اش از انسان به مثابه یک عامل فعال و یک هستنده ناآرام پرداخته و تلاش کرده است تمام حقیقت را درباره امکان تک‌ماندگی آن بگوید
محمدرضا نیستانی یار مانا
7 مرگ اویلین هاردکسل 7 مرگ اویلین هاردکسل
تا به حال تصور کرده‌اید هر صبح که بیدار می‌شوید در بدن شخص دیگری باشید و مجبور شوید، یک روز کامل را با فردی سپری کنید، که هیچ شناختی از او ندارید. تصورش هم دشوار است چه برسد به واقعیت. شخصی به نام سباستین بل برای رهایی از گردابی که درآن گرفتار شده باید معمای قتلی را به سرانجام برساند. به این منظور برای کمک به او فرصت‌هایی در اختیارش قرار می‌گیرد تا برای فرار از ورطه‌ای که درآن قرار دارد تمام تلاشش را بکند، اما...
استوارت تورتن نرگس جلالتی کتاب‌سرای تندیس
عشق من (دنیای ما) عشق من (دنیای ما)
مامان! به من بگو، همیشه من را دوست خواهی داشت؟
آسترید دبورد مطهره حیدری پرتقال
دوران بی‌مهری دوران بی‌مهری
شیطنت که نبود... حرف دل بود! چرا فرار؟ چطور بعضی شب‌‌ها... بعضی صداها... بعضی آدم‌‌ها مثل نسیمی می‌‌شینن کنج دل؟ چطور میشه که یک دفعه خیلی ناگهانی خالی میشی؟ چطور میشه که غم‌‌ها همه با هم میرن و برق شادی توی دلت نور می‌‌ندازه؟ خودمم نمی‌‌دونم... ولی همین لحظه... همین حالا، پشت هر ناز، پشت هر نیاز، من غم‌‌هامو بدرقه کردم، حالا من بودم و هوایی که نوازشم می‌‌کرد... من بودم و داغی نگاهی که تا مغز استخونم رو گرم می‌‌کرد، من بودم و حس غلیظی از دوست داشتن امشب عجیب غریب شده بودم. این مهری من نبودم مهری همون سال‌‌ها برگشته بود. شاید از پشت دری که غم‌‌ها به هوای رفتن، بازش کرده بودن و حالا مهری همون روزا سرک کشیده بود به خلوت دونفره‌‌ ما و عجیب‌‌تر از من مردی بود که از تمام دروازه‌‌های وجودیم گذشت.
دریا دلنواز (دربندی) نشر شقایق
سیمون دوبوار (زنان کوچک رویاهای دور و نزدیک) سیمون دوبوار (زنان کوچک رویاهای دور و نزدیک)
زنان کوچک، رویاهای دور و دراز قصه زنانی است که با خیال‌پردازی‌هایشان زندگی کردند. زنانی که رویاهایشان را دوست داشتند. آن‌ها با دل دادن به رویاها و آرزوهایشان موفق شدند برای همیشه در تاریخ بمانند. سیمون دوبوار الهام‌بخش زنان جهان بود. او را مادر برابری‌خواهی زنان می‌نامند، یک فیلسوف برجسته که حرف‌های مهمی درباره عدالت و آزادی داشت.
ماریا ایزابل سانچز وگارا حمیده جمالی‌هنجنی شهر قلم
موش راهزن موش راهزن
مراقب موش راهزن باشید! او غذاهای شما را می‌دزدد... قلبتان را هم همین‌طور! «شیرینی و خامه شکلاتی‌ات را بده به من! شکلات و کیکت را بده به من! من موش راهزنم! درست شنیدی! من موش راهزنم. و هر چه را که بخواهم می‌گیرم!»
جولیا دانلدسون شهر قلم
بچه معمولی و ابرهیچی‌ها بچه معمولی و ابرهیچی‌ها
مورف کوپر مشکلی دارد. مدرسه‌‌‌‌‌ی جدیدش فوق سرّی و فوق‌‌‌‌‌العاده عجیب است. هم‌‌‌‌‌کلاسی‌‌‌‌‌هایش می‌‌‌‌‌توانند پرواز کنند یا آب و هوا را کنترل کنند یا از غیب اسب‌‌‌‌‌های کوچک ظاهر کنند. فکر می‌‌‌‌‌کنید نیروی خارق‌‌‌‌‌العاده‌‌‌‌‌ی مورف چیست؟ اممم... درست است، هیچی. و البته هیچ اَبرشرورِ حال‌‌‌‌‌به‌‌‌‌‌هم‌‌‌‌‌زنی هم، که نقشه‌‌‌‌‌های شیطانی توی ذهنش ویزویز می‌‌‌‌‌کنند، به کمین ننشسته. نشسته؟! خُب پس... حالا نوبتِ بچه‌‌‌‌‌معمولی است که قهرمان شود!
گرگ جیمز - کریس اسمیت شبنم حاتمی پرتقال
استخوان مردگان را شخم بزن استخوان مردگان را شخم بزن
به احتمال زیاد، خل و چل هم مانند من، برای عزلت‌نشینی، ساخت شده بود. اما هیچ راهی برای یکی شدن این گوشه‌نشینی ما وجود نداشت. بعد از این ماجراهای هیجان‌انگیز، همه‌چیز به روال عادی خود بازگشت. فصل بهار رسید و برای همین خل و چل با انرژی زیاد شروع کرد به تمیزکاری و از آماده بودن ابزارآلات مختلف در خلوتگاه کارگاهش اطمینان حاصل کرد. منظورم همان ابزارهایی است که او تابستان‌ها به کار می‌برد و زندگی را برای من زهر می‌کرد، مثل اره‌برقی، خردکن باغبانی و همچنین ماشین چمن‌زنی که از همه بیشتر از آن متنفر بودم.
اولگا توکارچوک هانیه مهرمطلق خانه فرهنگ و هنر گویا
مومو گربه عجیب و غریب مومو گربه عجیب و غریب
مومو خیلی دلش می‌خواهد دوستی داشته باشد. اما دوست پیدا کردن برایش اصلا آسان نیست. آخر می‌دانید... مومو یک کمی، فقط یک‌کمی عجیب و غریب است.
مرتضی رخصت‌پناه طوطی
ققنوس زیبایی که جان پرندگان را نجات می‌دهد ققنوس زیبایی که جان پرندگان را نجات می‌دهد
افسانه‌ها واقعی نیستند. افسانه‌ها قصه‌هایی هستند پر از موجودات خیالی؛ قصه‌هایی قدیمی که مادران مادربزرگ‌های مادربزرگ‌های ما برای نوه‌هایشان تعریف می‌کردند و نوه‌هایشان وقتی بزرگ می‌شدند آن‌ها را زیاد و کم می‌کردند و برای بچه‌ها و نوه‌هایشان نقل می‌کردند و آن‌ها هم شب‌ها برای ما تعریف کرده‌اند. پس افسانه‌ها حقیقت ندارند اما قصه‌هایی دارند با ماجراهایی جذاب و قهرمان‌هایی شگفت‌انگیز که دست به کارهای عجیبی می‌زنند...
دوآن لیکسین سمیه نوروزی آفرینگان
مکاشفه ابرک (سگ قربانعلی) مکاشفه ابرک (سگ قربانعلی)
«... در چشم‌های سرخ اسب سفید قاسم، درختان خرما سینه می‌زدند. آسیه گیس‌های بافته‌اش را انداخت پشت کتف و از پنجره سرک کشید. قاسم بدون این که قاب پنجره را نگاه کند دلش پایین ریخت. پنجره چوبی و بسته و بوی اسپند از روی سنگفرش و دهل و اسب رد شد. پیچید لابه‌لای نخلستان. قاسم تند‌تند یال و دم اسب را حنا مالید و روی گردنش دعا نوشت تا تن درددار اسب را از میانه حوضچه لجن رد کنند. پرچم‌های سیاه که از در و بام خانه‌ها معلق مانده بود و باد روی‌شان نوحه می‌خواند، می‌گفت که چیزی به محرم نمانده است. صابر، پشت یکی از پرچم‌های سبز ایستاد و برای ساجد رجز خواند. ابرک سرش را پایین انداخت و رفت تا میانه مه و دود اسپند و بیرق‌های سرخ گم شود. در چوبی سقاخانه نیمه‌باز شد و دستی لرزان کاسه‌ای خون به حنانه تعارف کرد.»
الهامه کاغذچی آگه
بچه فیلم گم شده و 6 قصه دیگر بچه فیلم گم شده و 6 قصه دیگر
-
فریبا کلهر قدیانی
فرشته باران فرشته باران
فرشته باران (شوله‌قزک) خانه‌اش روی ابرها توی آسمان بود. او آواز می‌خواند و صدایش جادویی بود و ابرها را بارانی می‌کرد. اما یک روز شوله‌قزک نیامد، چون شوله قزک نیامد، هیچ بارانی هم نیامد و اوضاع همه بد شد. همین شد که همه دربه‌در دنبال شوله‌قزک می‌گشتند... این داستان تصویری از آثار برگزیده جشنواره کاشان است.
الهام ابراهیم‌زاده شهر قلم
افسانه 1 نجیب‌زاده ایرانی افسانه 1 نجیب‌زاده ایرانی
... گفتم قبول. اگر زود نمی‌گفتم، ممکن بود اما و اگر بیاید. ناباورانه نگاهم کرد. گفتم به یک شرط. در سیمای محتاط یا به زبان قلب او، ترسوی من چی دید؟... تند لباس پوشید. نه مثل همیشه. اصرار نکردم دکمه‌های مانتویش را ببندد یا گره روسری را سفت کند. دو تکه روبان سبز به مچ دست‌ها بست. به رو نیاوردم. حالت کودکی داشت، با شوقی که کودک باید داشته باشد و او هرگز نداشت. چه زود بزرگ شد، چه زود خانم شد...
محسن دامادی چشمه
تو را به یاد دارم تو را به یاد دارم
«نه منظورم نگرانی از اون بابت نبود. منظورم اینه که یه احساس عجیبی دارم، انگار دارم یه چیزی رو فراموش می‌کنم یا از قلم میندازم، انگار یه چیزی فراتر از اینه که یه نفر تسلیم نیاز مبرمش به خرابکاری شده باشه. امیدوار بودم تو بتونی برام توجیهش کنی.»
ایرسا سیگورداردوتیر سبا هاشمی‌نسب قطره
جمعه یا زندگی دور از تمدن جمعه یا زندگی دور از تمدن
این کتاب به تعبیری بازنویسی کتاب معروف رابینسون کروزوئه اثر دانیل دفو است و در واقع، میشل تورنیه رمان دانیل دفو را با برداشت و نگره‌‌‌‌‌های فلسفی خود بازنویسی کرده است و ارتباط نزدیک و صمیمی شخصیت داستان با طبیعت را در مقابل پیچیدگی‌‌‌‌‌های تمدن امروزی بشر نشان می‌‌‌‌‌دهد. او در این داستان به مسائل بنیادی دربارۀ تمدن، طبیعت، اخلاق، تنهایی، نقش دیگری، پیچیدگی‌‌‌‌‌های روابط بین‌‌‌‌‌فردی و... می‌‌‌‌‌پردازد، ذهن خواننده را به چالش می‌‌‌‌‌کشد و در آخر خواننده را شگفت‌‌‌‌‌زده می‌‌‌‌‌کند.
میشل تورنیه سارا تیمورپور روزنه
سال درخت سال درخت
«سال درخت» داستان سه نسل از سه خانواده ایرانی‌ست. راوی مرده رمان در طول داستان، برادر سندرم داون خود «پویا» و خواهرش «پرسیا» را خطاب قرار داده و سرگذشت خانواده را برای ایشان بازروایت می‌کند. سرگذشتی که مملو از اشتباهات، بداقبالی‌ها، خرافات، مصیبت، عشق و مرگ است. راوی مدام از زمان حال و ماجرای مهاجرت خواهرش به گذشته بازمی‌گردد و به مرور داستان در هم تنیده 33 شخصیت رمان را که در شجره‌نامه ابتدایی کتاب آورده شده، بازگو می‌کند.
ضحی کاظمی کتاب کوچه
اسپینوزا ما را تا کجا خواهد برد اسپینوزا ما را تا کجا خواهد برد
اگر دکارت، کانت، و هگل خودآگاه تفکر ما هستند که به منظور شناخت خود باید به بررسی آن‌ها بپردازیم، و برای دست‌یابی به قدرتی انتقادی با تامل بر آن‌چه مارکس به طرز درخشانی سنگینی کابوس‌وار مردگان می‌خواند، اسپینوزا، در سوی مقابل، آن چیزی است که واپس رانده شده تا بدین ترتیب نفوذ خویش را اعلام کند. از این رو، اسپینوزا معرف تفکری است که علیه زمانه حاضر ما در همان زمان زایش آن علم اعتراض برداشت. هر چند، چه بسا سده هفدهم مهیای چنین شیوه‌ای از حیات نبود، صداهای امروزین در حمایت از اسپینوزا از تولد مجدد وی حکایت دارد.
آنتونیو نگری - اتی ین بالیبار و دیگران فواد حبیبی - امین کرمی ققنوس
عشق سوآن 2 (در جستجوی زمان از دست رفته 3) کمیک عشق سوآن 2 (در جستجوی زمان از دست رفته 3) کمیک
قول معروفی هست که می‌گوید: «رمان مفصل در جستجوی زمان از دست‌رفته را آدم‌های زیادی در کتابخانه‌هایشان دارند، اما فقط اندکی‌شان آن را خوانده‌اند.» این قول ناظر به تضاد درونی رمان سترگ مارسل پروست است: اهمیت آن در میان آثار ادبی قرن بیستم ــــ و تمام دوران‌هاــــ و لزوم خوانده شدنش، و در عین حال سخت‌خوانی‌اش؛ به ویژه برای انسان قرن بیست‌ویکمی. هرچه باشد، به این سادگی‌ها نمی‌شود از کنار این ــــ ‌به قول ژان کوکتوــــ «مینیاتور غول‌آسا» گذشت یا از روی آن پرید و نخوانده‌اش گذاشت. هنرمند فرانسوی، استفان اوئه، از همین رهگذر به اقتباس از رمان پروست پرداخته است؛ اقتباسی ستودنی، با شخصیت‌سازی‌های درخشان، بارقه‌های هنرمندانه، توجه امانتدارانه به ریزه‌کاری‌های پروست در توصیف و تصویرسازی و رعایت ویژگی‌های روایی و کیفیات سبکی او و ــــ‌مهم‌تر از همه‌ــــ بدون هیچ مداخله مخلی در اثر. به کمک استفان اوئه و اقتباس ارزشمندش، خواننده می‌تواند با آنچه ولادیمیر ناباکف «جزر و مد حافظه و امواج هیجانات» می‌نامد، همراه شود و به‌ خوبی دریابد که چرا آلن دو باتن معتقد است: «پروست می‌تواند زندگی آدم را دگرگون کند.»
مارسل پروست کاوه فولادی‌نسب ـ مریم کهن‌سال نودهی ثالث
نیم دانگ پیونگ یانگ نیم دانگ پیونگ یانگ
- آقای نویسنده! درست بنویس! - تلاش می‌کنم صادق باشم. تحریم از مبادله کالا و ارز جلوگیری می‌کند. نمی‌گذارد کالا و ارز شما در کشور دیگری راه پیدا کند... اما تحریم به جز کالا و ارز شما، جلو حرکت حرف شما را هم می‌گیرد... دوباره دست‌م را می‌گیرد و فشار می‌دهد و با خوش‌حالی تایید می‌کند. بیش‌تر صدایی می‌شنوم از داخل حنجره‌اش که نشان رضایت است. حالا وقت‌ش است که در کوتاه‌ترین زمان حرف‌م را بزنم. می‌گویم: - در تحریم کالا و ارز مقصر امپریالیسم است، اما مقصر اصلی تحریم حرف شما، امپریالیسم نیست، خودتان هستید!
رضا امیرخانی افق