نقل‌قول‌ها

زن‌دایی کوچیکه اهل بافتنی است و یک‌ریز، مثل باد می‌بافد. … آبستن است و من مطمئنم که بچه‌هایش از جنس نخ و پشم هستند و اگر یکی از آن‌ها زشت و کج و کوله باشد یا کار بدی بکند او را می‌شکافد و از نو می‌بافد.

و اشک‌هایم می‌ریزد؛ می‌رود توی یقه‌ام، می‌چکد روی میز، روی کتاب حساب و هرکدام تبدیل به یک صفرِ گنده می‌شود.

جدول ضرب را از کلاس سوم فوت آب بودم و حالا هرچه زور می‌زنم چیزی یادم نمی‌آید. عددها توی سرم درهم فرو می‌روند، توی هوا می‌چرخند، درهم ضرب نمی‌شوند.

مادر معتقد است که گریه‌های حسن‌آقا مثل قُدقُد مرغ‌هاست و دلیل خاصی ندارد. پدر می‌گوید که حسن‌آقا یک‌پارچه الاغ است و حسن‌آقا می‌خندد و الاغ بودن را دوست دارد.

بزرگتر‌ها وقتی غمگین و غصه دارند ، ترسو و مهربان می‌شوند!