ریگ روان

استیو تولتز
امیدوارم. بالاخره باید یکی به آرزویش برسد. وگرنه تمام آرزوها مثل زباله روی هم تلنبار می‌شوند و دیگر جایی روی زمین‌مان باقی نمی‌ماند. نمی‌توانیم از اتاق‌خواب برویم دست‌شویی بی‌این‌که پای‌مان به لاشه‌ی گندیده‌ی رویا و آرزوی یک آدم دیگر گیر نکند. ریگ روان استیو تولتز
مردانی که زنان ازشان می‌ترسند، من هم ازشان می‌ترسم! من حاضرم در برابر مردانی که به زنان ظلم می‌کنند بایستم ولی راستش آن‌ها در خانه‌ی زنان‌اند و مرا راه نمی‌دهند. به این خاطر است که جنگ جنسیتی به‌نظرم چیز مزخرف و خسته‌کننده‌ای می‌آمد! آن‌ها پیمان حاملگی می‌بندند، ما پیمان وازکتومی. آن‌ها پیمان بکارت می‌بندند، ما فیلم مستهجن سفارش می‌دهیم. ریگ روان استیو تولتز
خدایا، به‌جز آزار نژادی، گرسنگی و انگ بی‌بندوباری عذابی عذابی نیست که با آن ناآشنا باشم. چرا فلج شدن و تجاوز باید تربیت احساسات من باشد؟ می‌دانم که اغلب فراموش می‌کنیم «حقوق بشر» یک چیز کاملاً من‌در‌آوردی است، ولی وقتی مال خودت را زیر پا می‌گذارند آدم دردش می‌گیرد. تبریک بابت متوازن کردن کشتارها در میادین جنگ ولی آیا کلمه‌ی رمز «دیگر بس است» یادت رفته؟ ریگ روان استیو تولتز
من هیچ‌وقت مفهوم مردانگی را نفهمیدم. باشد، رقابت و جنگ چشم‌و‌همچشمی مردان برای به دست آوردن زنان از منظر تکاملی برایم قابل‌درک است. ولی این رفتار مردان که در میخانه‌ها و دعواهای خیابانی و باشگاه‌ها بی‌این‌که پای زنی در میان باشد می‌زنند دخل هم را می‌آورند، همیشه برایم مشکوک و عجیب بوده‌. ریگ روان استیو تولتز
تازه داشتم اهمیت آمار را درک می‌کردم. حتا اگر احتمال ابتلا به یک بیماری نادر به‌قدری کم باشد که بتوان نادیده‌اش گرفت، این احتمال صفر نیست، حتا احتمال یک‌دهم درصدی به این معناست که میلیون‌ها نفر شکنجه‌ای جهنمی را تجربه می‌کنند. ریگ روان استیو تولتز
شکنجه کردن کسی که مبتلا به یک بیماری لاعلاج است یا برای همیشه فلج شده کار بسیار ساده‌ای است. اسم مسخره‌ترین و مفتضح‌ترین درمان ممکن را بیاورید، فرو کردن چوب بامبو زیر ناخن مثلاً و قسم بخورید که یکی از دوستان‌تان با این روش درمان شده. بیمار معلول یا روبه‌مرگ ته قلبش ناراحت است از این‌که همه‌ی کارهای لازم را برای بازگشت به آغوش سلامتی انجام نداده، فوری دستش را دراز می‌کند سمت بامبو. ریگ روان استیو تولتز
می‌گوید به من قولی بده، از خودت بگریز، از نو شروع کن، دوباره برای زندگی‌ات طرح بریز، از نور خورشید لذت ببر یا با تمام وجودت تلاش کن لذت ببری، با اقیانوس رفاقت کن، هر رزوت را جوری بگذران انگار آخرین روز زندگی‌ات است.
می‌گویم این حرف‌ها را هیچ‌وقت درک نکردم. اگر بدانم فلان روز آخرین روز زندگی‌ام است هروئین می‌زنم و از هیچ زنی نمی‌گذرم.
ریگ روان استیو تولتز
اگر باور دارید که آدم می‌تواند با نیروی اراده دوباره راه برود و هرکس که روی پا نمی‌ایستد بی‌عرضه است و پروردگارتان تا این حد بدون تبعیض معجزه می‌کند، رک‌و‌راست به‌تان می‌گویم یک عوضی بیش‌تر نیستید. این‌که بقیه‌ی آدم‌ها هم درد می‌کشند بی‌رحمانه‌ترین تسلایی است که می‌شود به کسی داد. ریگ روان استیو تولتز
من همیشه سراغ دخترایی رفتم که موی کوتاه و هوش بالا داشته‌ن. صبر کن. این قبلاً درست بود. الان وقتی یه زن می‌بینم با خودم می‌گم اگه هزار دلار برای داده بودم و می‌اومد در خونه‌م احساس یه مشتری راضی رو داشتم یا فکر می‌کردم سرم کلاه رفته؟ ریگ روان استیو تولتز
در زندگی همیشه سعی‌مان این است چیزی را انتخاب کنیم که در مقام مقایسه کم‌تر از باقی چیزها بد باشد، پس الان که این‌جا هستی به این معناست که یک چیز فوق‌العاده وحشتناک‌تر جایی منتظرت است که با تمام وجود سعی می‌کنی ازش اجتناب کنی. ریگ روان استیو تولتز
متوجهی که با این وضعیت فقط یک قدم تا کارتن‌خواب شدن فاصله داری؟ ۳ عنصر طلایی‌ش رو داری: مشکل روانی، بدهی وحشتناک مالی و شبکه‌ی حمایتی صفر. الکل رو هم به این ترکیب اضافه کن تا تو یه چشم‌به‌هم‌زدن نیست‌و‌نابود بشی. خب، راستش می‌خوام بگم که هنوز من رو داری. یادته ارسطو چی گفته؟ بدون دوست هیچ‌کس زنده نمی‌ماند، حتی اگر همه‌ی چیزهای دیگر را دوست داشته باشد. ریگ روان استیو تولتز
تو یه سکون تهدیدآمیز رزومه‌ی من رو خوند. داشتم یه چیزی می‌گفتم تو این مایه‌ها که خیلی سریع همه‌چیز رو یاد می‌گیرم یا اهل کار جمعی هستم، یکی از همون جمله‌هایی که باعث می‌شه حس کنی به یه نفر اجازه دادی به خاطر یه تک دلاری بشاشه روت. ریگ روان استیو تولتز
هربار که می‌شنوم یه نفر چهل سال تک‌همسر باقی مانده آدمی می‌افتم که یه تخم‌مرغ گذاشته رو سرش و هزار کیلومتر راه رفته و اسمش تو کتاب رکوردهای گینس ثبت شده. با خودم می‌گم بارک‌الله به استقامتت، ولی واسه چی همچین غلطی کردی؟ ریگ روان استیو تولتز
پول نمی‌تواند سعادت بخرد ولی وکلا را چرا. پول می‌تواند کاری کند که بارها و بارها در دادگاه آقام دعوی کنی و به شاهدها رشوه بدهی. می‌توانی به کمکش داروهای گران‌قیمتی بخری که تحت بیمه نیستند و به کشورهایی بروی که درمان‌های تجربی با استفاده از یاخته‌های بنیادی‌شان از هیچی بهتر است. اگر یکی بخواهد از اعمال قدرت طفره رود، فقط چند سانتی‌متر بالاتر از قانون بایستد، بوروکراسی را دور بزند، بازرس‌ها را بخرد که جرمش را نادیده بگیرند، بخواهد هزینه‌های دادرسی خودش را بپردازد یا، اگر دستور داده شد، هزینه‌های طرف مقابل را، از پس پرداخت رشوه‌هایی بربیاید که دادن‌شان برای بقا در زندان لازم است، هیچ‌چیزی جز پول چاره‌ی کار نیست. ریگ روان استیو تولتز
او نمی‌فهمد که پزشکی بیمارت می‌کندهمان طور که روانشناسی کارت را به جنون می‌کشد ، نمی‌فهمد از شاکیانت نباید بترسی ، باید از ناجیانت که خروس قندی دستشان گرفته اند وحشت داشته باشی ، از قبر ، از اشتباهات سهوی مرگبار در ارتباط میان دپارتمان‌های پزشکی ، از بی تجربگی پرستار‌های کارآموز که حین کار تجربه اندوزی می‌کنند و کلاس انگلیسی می‌روند —- از من به خاطر نا فهمی ام در شتاب برای ترسیدن متنفر نشوید! ریگ روان استیو تولتز