رمان های سایت

# عنوان نویسنده مترجم ناشر
< 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 >
به چرخه حیات دست نزنید به چرخه حیات دست نزنید
... ولی ما با هم دوستیم، نباید همدیگر را بخوریم! حالا چه کار کنیم؟
مسعود ملک‌یاری پرتقال
حسنی و ننه حسنی و درخت سیب 224 سیب برای عروسی (1 قصه و 2 قصه 2) حسنی و ننه حسنی و درخت سیب 224 سیب برای عروسی (1 قصه و 2 قصه 2)
جینگ و جینگه... جینگ و جینگه... جینگ و جینگ... این صدای چی بود؟‌ صدای ساز و آواز همسایه پشتی. چرا؟ چون جشد داشتند، شادی داشتند، عروسی و دامادی داشتند. خرررروپفففف... خررروپفففف... این صدای چی بود؟ صدای خروپف حسنی. چرا؟ چون کاری نداشت. هر وقت کاری نداشت، حوصله هم نداشت. هر وقت هم حوصله نداشت...
معصومه یزدانی کتاب چ
بارگذاری مجدد (اسپینوزا ما را تا کجا خواهد برد) بارگذاری مجدد (اسپینوزا ما را تا کجا خواهد برد)
اگر دکارت، کانت، و هگل خودآگاه تفکر ما هستند که به منظور شناخت خود باید به بررسی آن‌ها بپردازیم، و برای دست‌یابی به قدرتی انتقادی با تامل بر آن‌چه مارکس به طرز درخشانی سنگینی کابوس‌وار مردگان می‌خواند، اسپینوزا، در سوی مقابل، آن چیزی است که واپس رانده شده تا بدین ترتیب نفوذ خویش را اعلام کند. از این رو، اسپینوزا معرف تفکری است که علیه زمانه حاضر ما در همان زمان زایش آن علم اعتراض برداشت. هر چند، چه بسا سده هفدهم مهیای چنین شیوه‌ای از حیات نبود، صداهای امروزین در حمایت از اسپینوزا از تولد مجدد وی حکایت دارد.
آنتونیو نگری - اتی ین بالیبار و دیگران فواد حبیبی - امین کرمی ققنوس
نامه عاشقانه‌ای که هرگز فرستاده نشد نامه عاشقانه‌ای که هرگز فرستاده نشد
نامش هتی بود و در اوایل قرن بیستم به دنیا آمده بود. در سن هفتاد سالگی بر اثر سوء تغذیه و سرمای شدید، جان داد. مدت مدیدی را تنها بود؛ تقریبا از همان زمان که شوهرش کمی پس از جنگ جهانی دوم در زمستانی سرد و طاقت‌فرسا بر اثر ذات‌الریه مرد. از میان تمام فرزندانش، تنها، دخترش در آستانه سال نو برایش کارت تبریک فرستاده بود؛ البته او هم با هتی چندان رابطه خوب و گرمی نداشت، زیرا همه آن‌ها برای خودشان افرادی متشخص، محترم و ثروتمند شده بودند و هتی بیچاره آهی در بساط نداشت.
دوریس لسینگ مصطفی شایان - اکرم شایان هونار
از کوله‌پشتی تا قطب جنوب از کوله‌پشتی تا قطب جنوب
هاگی و چوبی مال پسری به نام ریس بودند، و مثل خیلی چیزهای دیگری که مال یک پسربچه هستند، بیشتر وقت خود را کنار هم و توی یک کوله‌پشتی می‌گذراندند. تا این که یک زیپ باز، یک دست انداز و دوچرخه ریس حادثه‌ای می‌آفریدند. این داستان آن‌هاست، که البته داستان قشنگی نیست.
درو دی‌والت نوید خداوندی پرتقال
جوان فداکاری که سیل را شکست می‌دهد جوان فداکاری که سیل را شکست می‌دهد
افسانه‌ها واقعی نیستند. افسانه‌ها قصه‌هایی هستند پر از موجودات خیالی؛ قصه‌هایی قدیمی که مادران مادربزرگ‌های مادربزرگ‌های ما برای نوه‌هایشان تعریف می‌کردند و نوه‌هایشان وقتی بزرگ می‌شدند آن‌ها را زیاد و کم می‌کردند و برای بچه‌ها و نوه‌هایشان نقل می‌کردند و آن‌ها هم شب‌ها برای ما تعریف کرده‌اند. پس افسانه‌ها حقیقت ندارند اما قصه‌هایی دارند با ماجراهایی جذاب و قهرمان‌هایی شگفت‌انگیز که دست به کارهای عجیبی می‌زنند...
دوآن لیکسین سمیه نوروزی آفرینگان
به در آمدن از غار افلاطون (مشاوره فلسفی کاربست فلسفی و خود دگرگون‌سازی) به در آمدن از غار افلاطون (مشاوره فلسفی کاربست فلسفی و خود دگرگون‌سازی)
تمثیل مشهور غار افلاطون به ما می‌آموزد که فلسفه می تواند زندگی ما را دگرگون سازد و آن را تعالی بخشد. ما را یاری می‌دهد تا غار محدودی را که زندانی آنیم، بشناسیم، و به ما الهام می‌بخشد تا به سوی افق‌هایی گسترده‌تر، از این غار به در آییم، این کتاب برای فیلسوفان، مشاوران، روان شناسان، و هر آنکه بخواهد برای زیستنی عمیق‌تر، سلوکی فلسفی را در پیش گیرد، یک راهنمای کامل به شمار می‌رود.
ران لاهاو علی علوی‌نیا فراروان
هر دوست داشتنی عشق نیست هر دوست داشتنی عشق نیست
چرا بعضی‌ها این همه خوب بلدند آدم را آرام کنند. چطور است که گاهی آدمی وارد زندگیت می‌شود که این اندازه تو را خوب می‌شناسد؛ همه زیر و بمت را می‌داند، خوب بلد است چطور رفتار کند. اصلا چطور می‌شود آدمی از راه برسد که تو را از بر باشد؟!
زهرا کیانی پرسمان
ققنوس همین‌جاست ققنوس همین‌جاست
داستان این‌رمان درباره ۲ دختر نوجوان با نام‌های ماهیتسا و سودابه است. ماهیتسا دچار حادثه آتش‌سوزی شده و زیبایی‌اش را از دست داده است. همزمان با او، سودابه هم که مدت‌ها مشکل قلب داشته، با انجام عمل جراحی پیوند قلب، از مرگ نجات پیدا می‌کند. سودابه پس از عمل، مدام یک‌کابوس تکراری می‌بیند؛ این‌که دختری در آتش می‌سوزد و مردی پشت او ایستاده و دستش را به سمت دخترِ درون آتش دراز کرده است. ماهیتسا که مادرش را از دست داده، دختری 10 ساله است و با برادر و پدرش زندگی می‌کند. او شب عروسی برادرش دچار حادثه آتش‌سوزی می‌شود. سودابه هم 14 سال دارد که پدرش را در حادثه تصادف از دست داده و با مادر خود زندگی می‌کند. مشکل زندگی او هم مساله قلب و نارسایی‌اش است که با عمل جراحی برطرف می‌شود. کابوس سودابه ظاهرا باید ارتباطی با او و بین حادثه‌ای که برای ماهیتسا رخ داده، داشته باشد. نویسنده پس از شروع متن رمان، شعری را از محمدرضا شفیعی کدکنی آورده که به این‌ترتیب است: در آنجایی که آن ققنوس آتش می‌زند خود را/ پس از آنجا/ کجا ققنوس بال‌افشان کند/ در آتشی دیگر؟/ خوشا مرگی دگر/ با آرزوی زایشی دیگر. در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم: مریم چند بار زبانش را روی لب‌هایش می‌کشد و سرش را می‌خاراند. قبل از اینکه چیزی بگوید، نرگس می‌گوید: «قبلا صدای تالاپ‌تولوپ می‌داده.» از روی طاقچه یک عروسک دیگر برمی‌دارد و ادامه می‌دهد: «توی ظرف غذای گربه‌های بیمارستان پیدایش کرده.» و می‌زند زیر خنده. سودابه حس می‌کند عطر دکتر بینی‌اش را قلقلک می‌دهد. می‌گوید: «تقصیر خودم است که برای‌تان تعریفش کردم.» مریم در کیفش را باز می‌کند. شیشه‌ای را که تویش قلب بزرگ و سرخ‌رنگی هست درمی‌آورد. سودابه شیشه را می‌گیرد. می‌پرسد: «از کجا؟» قبل از اینکه مریم فرصت کند جواب بدهد شیشه را بالای سرش می‌برد و می‌پرسد: «راستی‌راستی قلب است؟» مریم سرش را تکان می‌دهد. از نگاه سودابه خوشش می‌آید. نفس راحتی می‌کشد و کیف را می‌گذارد پایین تخت، کنار پایش. مادر پیش‌دستی‌ها را می‌چیند. به استکان‌های چای نگاه می‌کند و می‌گوید: «اینها که سرد شدند. چرا نخوردید؟» سودابه شیشه را جلوی صورت مادر می‌گیرد. مادر خودش را عقب می‌کشد. سودابه می‌گوید: «نگاه کن. یک قلب واقعی است.»
فاطمه سرمشقی پیدایش
پریزاده‌ای که با جوان گاوچران ازدواج می‌کند پریزاده‌ای که با جوان گاوچران ازدواج می‌کند
افسانه‌ها واقعی نیستند. افسانه‌ها قصه‌هایی هستند پر از موجودات خیالی؛ قصه‌هایی قدیمی که مادران مادربزرگ‌های مادربزرگ‌های ما برای نوه‌هایشان تعریف می‌کردند و نوه‌هایشان وقتی بزرگ می‌شدند آن‌ها را زیاد و کم می‌کردند و برای بچه‌ها و نوه‌هایشان نقل می‌کردند و آن‌ها هم شب‌ها برای ما تعریف کرده‌اند. پس افسانه‌ها حقیقت ندارند اما قصه‌هایی دارند با ماجراهایی جذاب و قهرمان‌هایی شگفت‌انگیز که دست به کارهای عجیبی می‌زنند...
دوآن لیکسین سمیه نوروزی آفرینگان
ابرمردی که آسمان و زمین را از هم جدا می‌کند ابرمردی که آسمان و زمین را از هم جدا می‌کند
افسانه‌ها واقعی نیستند. افسانه‌ها قصه‌هایی هستند پر از موجودات خیالی؛ قصه‌هایی قدیمی که مادران مادربزرگ‌های مادربزرگ‌های ما برای نوه‌هایشان تعریف می‌کردند و نوه‌هایشان وقتی بزرگ می‌شدند آن‌ها را زیاد و کم می‌کردند و برای بچه‌ها و نوه‌هایشان نقل می‌کردند و آن‌ها هم شب‌ها برای ما تعریف کرده‌اند. پس افسانه‌ها حقیقت ندارند اما قصه‌هایی دارند با ماجراهایی جذاب و قهرمان‌هایی شگفت‌انگیز که دست به کارهای عجیبی می‌زنند...
دوآن لیکسین سمیه نوروزی آفرینگان
بریدگی بریدگی
یک هفته توی برلین چرخیده بودند و به دوست و آشناهای فریبا سرزده بودند. کنار دیوار هم رفته بودند و عکس انداخته بودند. بعدها که فتاح عکس‌ها را نگاه کرده بود، متوجه ماموری شده بود که اسلحه به دست پشت سر آن‌ها ایستاده و زل‌زده تو لنز دوربین. طی سال‌ها آن‌قدر چهره مامور را دیده بود که مطمئن بود اگر هنوز زنده باشد، می‌تواند بشناسدش. تو خیالش روبه‌روی پیرمردی سفیدمو نشست و بعد از کمی خوش و بش عکس را نشانش می‌داد. پیرمد چشم‌هایش را تنگ می‌کرد و خیره عکس می‌شد. بعد چند لحظه اشک از گوشه چشم‌هایش می‌لغزید روی رگ‌رگه گونه‌ها. عکس را روی زمین می‌انداخت و فتاح را در آغوش می‌گرفت... همیشه به این جاها که می‌رسید رشته خیالش قطع می‌شد. نمی‌دانست چرا پیرمرد باید او را در آغوش بگیرد. هیچ دلیلی نداشت. اما مطمئن بود اگر روزی در آن موقعیت قرار بگیرد، این اتفاق می‌افتد.
حسین قسامی نشر بان
هنرمندان استخوان (تیمارستان 4) هنرمندان استخوان (تیمارستان 4)
پیش از قدم گذاشتن دن، ابی و جردن به تیمارستان بروکلین، میراث وحشت تیمارستان تا دوردست‌ها و اعماق لانه کرده بود. با سه داستان ترسناک این کتاب، با حضور شخصیت‌های فرعی داستان‌ها، به دنیای پیچیده‌ مجموعه‌ تیمارستان قدم بگذارید! در داستان سرخ‌ها، کَل وارد انجمن مخفی عجیب دانشکده‌ نیوهمپشایر می‌شود، انجمنی که همه‌چیزش مرگبار است... در هنرمند استخوان، الیور تلاش می‌کند با کارکردن برای سازمانی مشکوک که استخوان‌های انسان را قاچاق می‌کند، کمی پول اضافه به جیب بزند... در نگهبان، پرستاری جوان کاری جدید را در تیمارستان بروکلین شروع می‌کند اما خیلی زود به روش‌های نارایج آنجا مشکوک می‌شود... مواظب باش کجای تاریخ را جستجو می‌کنی. گاهی اوقات بهتر است گذشته پنهان باقی بماند.
مدلین روو فرنوش فرجادی راد انتشارات باژ
اسکندر نه چندان کبیر اسکندر نه چندان کبیر
اسکندر: همه چیز داره از جل چشام رد میشه... این که انداختمت ته دره... تمدن گسترش دادنای پدرم... طناب کشیاش... لشکر کشیاش... تو عمق شنا کردنای مادرم.... آمون... مار... گربه‌ماهی... آفتاب‌زدگی... هفاستیون... ولگردیامون... تبش... مرگش... داریوش سوم... دختراش... گردونه‌هاش... سیب‌داراش...
الهه دهقان‌پیشه نشر پیله
یاد جنگل دور یاد جنگل دور
وقتی که مار می‌بینیم نفس‌مان بند می آید و از ترس از جا می‌پریم. زیبایی شکوهمند برآمدن آفتاب ما را به درنگ و شگفتی وا می‌دارد. این واکنش ها تصادفی نیست؛ در واقع، بسیاری از واکنش های انسان به طبیعت ریشه ای عمیق در گذشته‌ی تکاملی ما دارد. ترس ما از مار به دلیل ترس از زهر یا ماهیچه های خردکننده‌ی آن است، و آنچه با طلوع خورشید مایه‌ی دلگرمی ما می‌شود برطرف شدن خطر جانوران شکارگر است که در تاریکی به کمین نشسته اند. بسیاری از سلیقه های ما در زیبایی شناسی، از انواع باغ هایی که می سازیم تا غذاهایی که از خوردنشان لذت می‌بریم و تفریحاتی که سرگرم‌مان می کنند، نتیجه‌ی ماندگار انتخاب طبیعی است. در این اثر بلندپروازانه و غیرعادی، زیست شناس تکاملی، گوردون اوراینز، به کاوش درباره‌ی نقش تکامل در واکنش‌های انسان به محیط می‌پردازد. کار را با پرسش درباره علت وجود هیجانات در ما آغاز می‌کند و با ارائه‌ی رویکردهای تکاملی به زیبایی شناسی به پایان می‌رساند. اوراینز، نشان می‌دهد که چگونه هیجانات امروزی ما را تصمیم‌هایی شکل می دهند که نیاکان ما هزاران سال پیش در ساوانای آفریقا گرفتند. در طول این دوره دلبستگی ها و بیزاری‌هایمان در مغز ما مداربندی شد، چون واکنش مناسب یا نامناسب به محیط به معنای تفاوت مرگ و زندگی بود.
گوردون اوراینز کاوه فیض‌اللهی فرهنگ نشر نو
هیولای کله کوسه‌ای (بنجامین هیولاکش 1) هیولای کله کوسه‌ای (بنجامین هیولاکش 1)
هیولای خرسیِ کلّه کوسه‌ای اهالی دهکده‌ی کناری را به وحشت انداخته و اینجاست که بنجامین بلانکِ ماجراجو پسر نوجوانی که با عموتاویش زندگی می‌کند، دستکش مخصوص جادویی‌اش را برمی دارد و عزمش را برای شکست هیولا جزم می‌کند؛ اما توی یک ماجرای واقعی، برخلاف افسانه‌ها، همه چیز راحتِ راحت پیش نمی‌رود. بن برای نجات اهالی دهکده، باید تمام توان و مهارتش را به کار گیرد. البته اگر می‌دانست چطور باید از دستکش جادویی اش استفاده کند، این قدر به دردسر نمی‌افتاد.
بری هاچیسون سحر حدیقه هوپا
پلیس حافظه پلیس حافظه
یوکو او گاوا در رمان «پلیس حافظه» سراغ داستانی الهام گرفته از رمان دفتر خاطرات «آن فرانک» رفته است. روابط بینامتنی میان آثار خانم او گاوا سبب شده است رگه‌هایی از درون‌مایه رمان‌های «هتل آیریس» و «پروفسور و خدمتکار» در این رمان نیز مشاهده شود...
یو کو اگاوا کیهان بهمنی آموت
پرنده‌هایی با بال‌های شکسته پرنده‌هایی با بال‌های شکسته
اسرای عزیزم، نوه دلبندم. امروز برای اولین بار با قلبی شکسته مرا ترک کردی، زمانی که متعجب از رفتار آخر شب من به سمت دانشگاهت در ازمیر پرواز کردی، من به این فکر می‌کردم که آیا باید این موضوع تلخ را درست زمانی که داشتی می‌رفتی مطرح می‌کردم‌؟ چیزهای زیادی هست که باید درباره‌شان با تو صحبت کنم و در پیامی که این طور با عجله نوشته می‌شود نمی‌گنجد. وقتی که دوباره یکدیگر را ملاقات کردیم خیلی مفصل در موردشان صحبت خواهیم کرد. اسرای عزیزم، باور کن زمانی که اصرار می‌کردم به انگلستان نقل مکان کنی فقط خوبی‌ات را می‌خواستم. مگر می‌شود که نخواهم در این سال‌های آخر عمرم در کنارم باشی‌؟ می‌دانم که چه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌قدر وطنت را دوست داری و عاشق استانبول هستی، ولی چاره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای نیست. ظاهرا قسمت ما هم این بوده که مراتب از جایی به جای دیگر نقل مکان کنیم. پدر و مادر من هم عاشق وطن و شهری که در آن زندگی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کردند بودند، اما روزی فرا رسید که حتی فرصت پیدا نکردند فنجان چای صبحانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خود را بشویند و مجبور به ترک خانه و کاشانه و دیار خود شدند.
عایشه کولین رویا پورمناف هونار
2 موش و 1 آرزو و 6 قصه دیگر 2 موش و 1 آرزو و 6 قصه دیگر
در یک شب مهتابی قشنگ، دوتا موش سرشان را از توی لانه بیرون آوردند و به آسمان نگاه کردند! یک‌دفعه ستاره دنباله‌داری در آسمان پیدا شد. موش‌ها به هم گفتند: «بیا آرزویی کنیم!» اولی گفت: «من آرزو میکنم مثل شیر قوی باشم!» دومی گفت: «من آروز می‌کنم مثل طاووس زیبا باشم!» ...
فریبا کلهر قدیانی
به بابا نگو (آن‌سوی دیوار باغ 1) کمیک به بابا نگو (آن‌سوی دیوار باغ 1) کمیک
گرگ و ورت دو برادر هستند که آن‌سوی دیوار باغ، در وادی ناشناخته‌ها گم شده‌اند و دنبال راه برگشت به خانه می‌گردند. این بار دو برادر در مسیر خودشان به خواهرهایی عجیب و غریب برمی‌خورند. دردسرهای زیادی در انتظار گرگ و ورت است. دردسرهایی که نباید حرفی از آن‌ها به گوش بابا برسد، آخر اگر بابا بفهمد...
پت مک‌هیل کژوان آبهشت انتشارات باژ