مجموعه داستان خارجی

خوب شد شناختمت و داستان‌های دیگر

هرچند که می‌دانست، یا باید می‌دانست که ساعات طولانی تنهایی نه تنها به تمرکز او کمکی نخواهد کرد، بلکه تنها او را برای دقایقی طولانی و بی‌پایان سر جای خود می‌نشاند تا با حالتی مسحور و شیفته به درختان بیرون پنجره اتاق مطالعه‌اش خیره بماند... و همین‌طور که تاریکی همه جا را فرا می‌گیرد، انعکاس شبح‌گونه خود او در قاب پنجره ظاهر شود. ادیت تصور می‌کرد که چطور ممکن است روح او آرام و آهسته از بدنش خارج شود تا در آنجا به پرواز درآید.

مروارید
9789641911401
۱۳۹۰
۱۶۰ صفحه
۱۱۵۲ مشاهده
۰ نقل قول
جویس کرول اوتس
صفحه نویسنده جویس کرول اوتس
۱۶ رمان Joyce Carol Oates is a recipient of the National Book Award and the PEN/Malamud Award for Excellence in Short Fiction. She is also the recipient of the 2005 Prix Femina for The Falls. She is the Roger S. Berlind Distinguished Professor of the Humanities at Princeton University, and she has been a member of the American Academy of Arts and Letters since 1978. Pseudonyms ... Rosamond Smith and Lauren Kelly.

دیگر رمان‌های جویس کرول اوتس
جایزه بگیر
جایزه بگیر نمی‌دانم روح وجود دارد یا نه. به درون خودم نگاه می‌کنم، مثل نگاه کردن به درون چاهی قدیمی که هر لحظه امکان ریزش دارد. ممکن است تعادلت را از دست بدهی و بیفتی و هیچ آبی هم در چاه وجود نداشته باشد که نجاتت دهد. آهای؟ آهای؟ کسی اونجاست؟
چشمان همیشه هشیار
چشمان همیشه هشیار سال‌ها بعد، از آن به گذر یاد می‌کنم. شاید همان کاری بود که مادرم هم می‌کرد، گذر. از سرزمینی آشنا به سرزمینی ناآشنا. گذر از جایی که مردم تو را آنجا می‌شناسند، به جایی که مردم گمان می‌کنند تو را آنجا می‌شناسند.
شوهر عزیزم
شوهر عزیزم شوهر عزیزم مجموعه 14 روایت نوآرگونه از جویس کرول اوتس است که شمای کلی کتاب به خوبی در عنوان کتاب تصویر شده و از همان ابتدا به خواننده هشدار داده می‌شود که شوهر عزیزم باید بگویم که من بچه‌ها را کشته‌ام، این جمله نشان‌گر زندگی آمریکایی‌های سفیدپوست شهرنشین طبقه‌ی بالای جامعه‌ی آمریکایی است که حتی در مقابل وحشت‌‌هایی که با ...
جانورها
جانورها دختران دانشجو محو کلام آقای هارو، استاد ادبیات می شوند. چیزی نمی‌گذرد که آتش‌سوزی‌هایی مرموز در دانشکده و نزدیک اتاق درس آقای هارو اتفاق می‌افتد که دانشجویان را به یکدیگر ظنین می‌کند. در این میان جیلیان که مثل دیگر دختران، شیفته هارو است وارد زندگی خصوصی او و همسرش می‌شود و در دفترچه خاطراتش به اسراری تکان‌دهنده پی می‌برد. دنبال زنی می‌رفتم ...
وقتی دختر کوچکی بودم و مادرم مرا نمی‌خواست
وقتی دختر کوچکی بودم و مادرم مرا نمی‌خواست حالا همه‌شون مرده‌ن. همه‌شونو دوست داشتم، ولی... من تنها کسی‌ام که باقی مونده‌م. گاهی اوقات فکر می‌کنم: روح آدم عینا کبریتیه که آتیش گرفته! یه مدت شعله می‌کشه و بعدش... و بعدش دیگه همین. حالا دیگه خیلی گذشته، ولی من هنوز یادمه یه گوشه قایم شده بودم که گریه کنم. موقعی که دختر کوچیکی بودم و مادرم منو نمی‌خواست.
مشاهده تمام رمان های جویس کرول اوتس
مجموعه‌ها