رمان خارجی

زنگ در

(Door bell)

در حالی که ابریشم آبی درخشان شانه‌های مادرش را نوازش می‌کرد، گفت:«فردا صبح می‌روم. دلم هوای شمال را کرده. نروژ، شاید. ممکن است برای شکار نهنگ سری هم به دریا بزنم. برایت نامه می‌نویسم. یکی دو سال دیگر باز به دیدنت می‌آیم، آن‌وقت شاید بیشتر پیشت بمانم. به خاطر جنون سرگردانی‌ام مرا سرزنش نکن.»

نیلا
9786005140446
۱۳۸۹
۲۴ صفحه
۱۰۶۷ مشاهده
۰ نقل قول
ولادیمیر ناباکوف
صفحه نویسنده ولادیمیر ناباکوف
۲۴ رمان ولادیمیر ولادیمیرویچ ناباکوف نویسنده رمان، داستان کوتاه، مترجم و منتقد چندزبانه روسی-آمریکایی بود. وی اولین شعرش را در سن ۱۵ سالگی نوشت و قبل از فارغ‌التحصیلی از مدرسه تنیشف، ۲ جلد کتاب شعر چاپ کرده بود. ناباکوف تحصیلات خود را در دانشگاه کمبریج گذراند و چند سال پس از تبعید اجباری در اروپا، در سال ۱۹۴۰ به آمریکا رفت و تا پایان عمر خود آنجا ماند. ناباکوف با انتشار رمان لولیتا به اوج شهرت رسید. ناباکوف این رمان را در سال ...
دیگر رمان‌های ولادیمیر ناباکوف
ناتاشا
ناتاشا ناتاشا روی پله‌ها با همسایه‌اش، بارون وولف، ساکن آن طرف سرسرا برخورد کرد. کمابیش کاهلانه از پله‌های لخت چوبی بالا می‌رفت. دستش را با ملایمت روی نرده‌های پلکان می‌کشید و به نرمی از میان دندان‌ها سوت می‌زد. «با این عجله کجا می‌ری ناتاشا؟» «داروخانه، که نسخه پدر رو بپیچم. دکتر الان این‌جا بود. پدر بهتره.» «آه، این خبر خوبیه.»
به دلقک‌ها نگاه کن
به دلقک‌ها نگاه کن مجموعه کتاب‌های روسی‌ام بعد از آن‌که تمام شده و امضا شده بودند دوباره به درون ذهنی که خلق‌شان کرده بود پرتاب می‌شدند. همه‌شان یا به دست خودم یا با نظارت خودم، با بازنگری‌های خودم، به تدریج ترجمه شدند. هم آن ترجمه‌های انگلیسی نهایی و هم نسخه‌های اصل تجدید شده حالا تقدیم تو بود. خوب بود. راحت بود.
پنین
پنین
دعوت به مراسم گردن‌زنی
دعوت به مراسم گردن‌زنی دعوت به مراسم گردن‌زنی، روایت ابتذالی سازمان یافته است که هدف غاییش سلب هویت از انسان کنونی است. سین سیناتوس (نامی که هر شخص ممکنی را به ذهن می‌‌آورد) همچون انسانی صاحب هویت، زندانی چنین نظامی است. نظامی سراپا صحنه‌سازی شده، رنگ‌آمیزی شده و باسمه‌ای که کوچک‌ترین «هستی» مستقلی را برنمی‌تابد و همه را یکسان، یکدست و بی‌رمز و راز ...
نمادها و نشانه‌ها
نمادها و نشانه‌ها من مانند یک نابغه فکر می‌کنم. و همانند نویسنده‌ای برجسته می‌نویسم و مانند یک بچه حرف می‌زنم.
مشاهده تمام رمان های ولادیمیر ناباکوف
مجموعه‌ها