ما رفتیم سوار اتوبوس بشویم و با آن برگردیم خانه، و یک صف آدم منتظر بود، و توی صف یک پسر همسن و سال من بود که او هم یک بادکنک فروشگاه دستش بود و صورتش را چسبانده بود به بادکنکش و داشت گازش میگرفت، و کارش نتیجه داد: بنگ!
نیکولا کوچولو شعبدهبازی میکند
نیکولا کوچولو اولین کتاب از مجموعه ماجراهای نیکولاست. کسانی که این کتاب را برای کودکانشان میخرند خود پیش از آنها آن را میخوانند و شاید بیش از آنها لذت ببرند. نیکولا برای بچهها تصویری است در آینه و برای بزرگترها یادآور روزهای خوش کودکی، نیکولا کوچولو کتابی است برای کودکان هفت ساله تا هفتاد ساله.
سفرهای نیکولا کوچولو
حیف که من جوک زیاد بلد نیستم و وقتی هم تعریفشان میکنم همیشه آخرشان یادم میرود، ولی این جوک آنقدر خندهدار بود که برای اینکه یادم نرود، سر کلاس یکسره برای خودم تکرارش میکردم، شانس آوردم که خانم معلم ازم سوال نکرد، چون هیچ گوش نمیکردم، خانم معلم هم هیچ دوست ندارد کسی به درسش کوش ندهد...
بازیگوشی نیکولا کوچولو
آقای مدیر رفت در حالی که آنیان، که عزیز دردانه خانم معلم است، روی زمین غلت میزد و گریه میکرد و جیغ میکشید که این کار درست نیست و او نمیخواهد جریمه شود و گفت به پدر و مادرش شکایت میکند و مدرسهاش را هم عوض میکند. از همه جالبتر اینکه ما هرگز نفهمیدیم کی ترقه در کرد.
نیکولا کوچولو بابا خیکی شده
نیکولا کوچولو اولین کتاب از مجموعه ماجراهای نیکولاست. کسانی که این کتاب را برای کودکانشان میخرند خود پیش از آنها آن را میخوانند و شاید بیش از آنها لذت ببرند. نیکولا برای بچهها تصویری است در آینه و برای بزرگترها یادآور روزهای خوش کودکی، نیکولا کوچولو کتابی است برای کودکان هفت ساله تا هفتاد ساله.
هنرهای نیکولا کوچولو
من توی خانه حالم بد شد و شام نخوردم، ولی به هر حال بازدید از کارخانه شکلاتسازی خیلی جالب بود. تنها کسی که دماغش سوخت آنیان بود، چون در مورد بازدید از کارخانه شکلاتسازی انشایی ننوشتیم، علتش این بود که خانم معلم گفت دلش نمیخواهد دیگر حتی یک کلمه درباره آن بشنود.