مدرسه ما روح داشت. یک روح اسرارآمیز. کسی تا به حال این روح را ندیده بود. کسی نمیدانست کجا قایم میشود. فقط میدانستند که این روح از هفتاد سال پیش در مدرسه ماست.
۹۳ رمان
استاین میگوید:" وظیفهٔ بزرگی دارد و آن سیخ کردن مو بر اندام بچه هاست" کتابهای او با فروش بیش از ۲۵۰ نسخه در سطح جهان او را به پر فروشترین نویسندهٔ کودک تبدیل کردهاست . او هم اکنون همراه همسرش جین(jane)و پسرش مت (matt)زندگی میکند. استاین میگوید:"من عاشق این هستم که خوانندههایم را به جاهای ترسناک ببرم آیا می دانید ترسناکترین مکان کجاست؟این محل ذهن خود شماست." آر.ال.استاین«رابرت لارنس استاین»در سال ۱۹۴۳ در شهر کلموبوس در ایلت اوهایو به دنیا ...
بیا نامریی شویم (دایره وحشت 8)
ماکس در روز تولدش آینهی اسرارآمیزی را در اتاق زیر شیروانی پیدا کرد.
آینه میتوانست او را نامریی کند!
بنابر این ماکس و دوستانش شروع کردند به بازی حالا منو میبینی، حالا دیگر نمیبینی! تا این که ماکس متوجه شد که کنترل امور از دستش خارج میشود و برای مدت طولانیتری نامریی میماند و هر بار سختتر و سختتر مریی میشود.
نامریی شدن ...
جادوی جزیره بالادورا
وقتی خاله مارک او را دعوت کرد که به خانهاش در جزیره بالدورا برود. مارک خیلی خوشحال شد. اما وقتی به آنجا رسید در کمال حیرت دید خالهاش ناپدید شده است. شایعه بود که اهالی این جزیره بیگانهها را به قتل میرسانند و سرشان را با مواد جادویی کوچک میکنند!
آیا بین ناپدید شدن خاله مارک و قدرت جادویی اهالی جزیره ...
دروغگو دروغگو (تالار وحشت)
آن پسر بلندقد و خوشتیپی که با اعتماد به نفس قدم به مهمانی میگذارد، راس آرتور است. این یک میهمانی سورپرایز نیست ولی راس باید انتظار وحشتی نفسگیر را داشته باشد... اما مشکل چیست؟ اینکه راس برادر دوقلویی ندارد. به نظر میرسد که مهمانی امشب در تالار وحشت... برگزار شده است.
زمان وحشت
آر ال استاین میگوید: «بعضی از داستانها خیلی ترسناکتر از آن هستند که بتوان تعریفشان کرد و این داستانها همانهایی هستند که در تاریکترین گوشههای ذهن من زندگی میکنند. داستانهایی که عرق سرد بر تن من مینشانند. داستانهایی که باید همین حالا برایتان تعریف کنم... وگرنه تا ابد درونم باقی خواهد ماند!» داستانی خواهید خواند که عرق سرد بر پشتتان ...
من پرواز میکنم
با داستانهای مجموعه ترس و لرز واقعا مو به تن آدم سیخ میشود. دختر و پسرهای معمولی ولی شجاع و کنجکاو با داستان تجربههای بسیار ترسناکی را از سر میگذرانند.
جک دوست ندارد از کسی برتر باشد، او دوست ندارد با کسی مسابقه بدهد و همیشه میگذارد رقیبش در بازی با او برنده شود، اما دوستی ویلسون و میا و رفتار ...