رمان ایرانی

وغ‌وغ ساهاب (همراه با نقد و بررسی)

9789645731807
۱۳۸۳
۱۸۴ صفحه
۹۶۱ مشاهده
۰ نقل قول
صادق هدایت
صفحه نویسنده صادق هدایت
۴۶ رمان صادق هدایت (متولد: ۲۸ بهمن ۱۲۸۱ برابر با ۱۷ فوریه ۱۹۰۳ در تهران، مرگ: (خودکشی با گاز) ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ برابر با ۹ آوریل ۱۹۵۱ در آپارتمان اجاره‌ای مکرر، خیابان شامپیونه، پاریس) نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی است. هدایت از پیشگامان داستان‌نویسی نوین ایران و روشنفکری برجسته بود. بسیاری از محققان، رمانِ «بوف کور» او را، مشهورترین و درخشان‌ترین اثر ادبیات داستانی معاصر ایران دانسته‌اند. هرچند شهرت عام هدایت نویسندگی است، اما آثاری از نویسندگانی بزرگ را نظیر ژان پل سارتر، ...
دیگر رمان‌های صادق هدایت
داش آکل (انگلیسی فرانسه فارسی)
داش آکل (انگلیسی فرانسه فارسی)
بوف کور
بوف کور ـ اگه حمال می‌خواستی من خودم حاضرم هان؛ یه کالسگه‌ی نعش‌کش هم دارم! من هر روز مرده‌ها رو می‌برم شاعبدالعظیم خاک می‌سپارم ها، من تابوت هم می‌سازم؛ به اندازه‌ی هر کسی تابوت دارم، به طوری که مو نمی‌زنه! من خودم حاضرم، همین الان!...
صورتک‌ها و طلب آمرزش
صورتک‌ها و طلب آمرزش منوچهر دست راست را زیر چانه‌اش زده روی نیمکت والمیده بود، سینای او افسرده، چشم‌هایش خسته و نگاه او پی‌در‌پی به لنگر ساعت و لباسی که در روی صندلی افتاده بود، قرار می‌گرفت و از خودش می‌پرسید: آیا خجسته امشب به بال خواهد رفت؟ من که هرگز نمی‌توانم.
تجلی
تجلی هوا کم کم تاریک می‌شد. هاسمبک لبه کلاه را تا روی ابروهایش پایین کشده، یخه پالتوی ماشی را به خودش چسبانیده بود و با قدم‌های کوتاه ولی چابک به سوی منزل می رفت. اما به قدری فکرش مشغول بود که متوجه اطراف خود نمی‌شد، و حتی سوز سردی را که می‌وزید حس نمی‌کرد. جلو چراغ ابروهای باریک، چشم‌های درشت خیره ...
مردی که نفسش را کشت
مردی که نفسش را کشت میرزاحسینعلی هر روز صبح سر ساعت معین، با سرداری سیاه، دگمه‌های انداخته، شلوار اتو زده و کفش مشکی براق گام‌های مرتب برمی‌داشت و از یکی از کوچه‌های طرف سرچشمه بیرون می‌آمد، از جلو مسجد سپهسالار می‌گذشت، از کوچه صفی‌علیشاه پیچ می‌خورد و به مدرسه می‌رفت.
مشاهده تمام رمان های صادق هدایت
مجموعه‌ها