رمان خارجی

دن کامیلو و پسر ناخلف

(Don camillo and the prodigal son)

ماجراهای این کتاب- و دیگر داستان‌های مجموعه دن کامیلو- جایی در دره رود پو اتفاق می‌افتد که تنها رود مهم ایتالیاست. داستان‌ها در یک دهکده، یک "دنیای کوچک"، در دوران پس از جنگ جهانی دوم رخ می‌دهند و چون برخی از تقابل‌های اجتماعی حاد آن زمان، از قبیل تقابل کهنه و نو، کلیسا و ایدئولوژی چپ را تصویر می‌کردند، و نیز به دلیل طنز نیرومند داستان‌ها و سرزندگی و جذابیت شخصیت‌ها، خوانندگان بسیاری یافتند. دن کامیلو، کشیش دهکده، و رقیبش پپونه، شهردار چپ‌گرا، ارکان اصلی ماجراهای این دنیای کوچک‌اند. جووانی گوارسکی در 1908 متولد شد. در خلال جنگ جهانی دوم، در مجله‌های مختلفی به انتقاد از دولت موسیلینی پرداخت و سال 1954 به اتهام افترا بازداشت و چند ماه بعد آزاد شد. گوارسکی در 1968 در اثر حمله قلبی درگذشت.

مرکز
9789643058722
۱۳۸۶
۲۸۰ صفحه
۶۲۶ مشاهده
۰ نقل قول
جووانی گوارسکی
صفحه نویسنده جووانی گوارسکی
۷ رمان He was a journalist, writer, humorist. Along with Giovanni Mosca and Giaci Mondaini he founded the humorous magazine "Candido". He was well know because of the "Don Camillo" series based on the stories about the two main characters: Don Camillo, the priest and Peppone, the communist Mayor.
دیگر رمان‌های جووانی گوارسکی
دن کامیلو و شیطان
دن کامیلو و شیطان ماجراهای این کتاب و دیگر داستان‌های مجموعه دن کامیلو جایی در دره رود پو اتفاق می‌افتد که تنها رود مهم ایتالیاست. داستان‌ها در یک دهکده، یک دنیای کوچک در دوران پس از جنگ جهانی دوم رخ می‌دهند و چون برخی از تقابل‌های اجتماعی حا آن زمان، از قبیل تقابل کهنه و نو، کلیسا و ایدئولوژی چب را تصویر می‌کردند و ...
شوهر مدرسه‌ای
شوهر مدرسه‌ای
دن کامیلو بر سر 2 راهی
دن کامیلو بر سر 2 راهی ماجراهای این کتاب ـ و دیگر داستان‌های مجموعه دن کامیلو ـ جایی در دره رود پو اتفاق می‌افتد که تنها رود مهم ایتالیاست. داستان‌ها در یک دهکده، یک «دنیای کوچک»، در دوران پس از جنگ جهانی دوم رخ می‌دهند و چون برخی از تقابل‌های اجتماعی حاد آن زمان، از قبیل تقابل کهنه و نو، کلیسا و ایدئولوژی چپ را تصویر ...
رفیق دن کامیلو
رفیق دن کامیلو حوالی ظهر دوشنبه، با رسیدن روزنامه‌ها، خبر مثل بمب منفجر شد. یکی از اهالی دهکده جایزه ده میلیونی لیری شرط‌بندی فوتبال را برده بود. روزنامه‌ها نوشته بودند نام برنده پپتو اسیتزگوتی است، ولی کسی با چنین اسم غریبی در آن حوالی زندگی نمی‌کرد. مسئول فروش اوراق شرط‌بندی، که جمعیت کنجکاو محاصره‌اش کرده‌بودند، با درماندگی دست‌هایش را به اطراف باز کرد و ...
مشاهده تمام رمان های جووانی گوارسکی
مجموعه‌ها