رمان خارجی

سعادت زناشویی

چنان که گفتی افکارش را دنبال کنان گفت: بله، ما همه و خاصه شما زن‌ها، باید کشاکش زشت و بی‌معنای زندگی را تنها طی کنیم تا به اصل پاکیزه آن برسیم. کسی تجربه‌های دیگری را باور نمی‌کند و نمی‌پذیرد. خیلی مانده بود که تو از دریای دیوانگی‌ها و بازی‌های کودکانه زندگی، که من درگیری‌ات با آن‌ها را تحسین می‌کردم بیرون آیی. این است که آسوده‌ات گذاشتم تا همه چیز را خود بیازمایی و بحران شور شبابت بگذرد و احساس می‌کردم که حق ندارم در تنگایت بفشارم، گرچه برای من موسم این جوانی‌ها مدت‌ها بود سپری شده بود.

سروش حبیبی
چشمه
9789643625832
۱۳۹۰
۱۳۶ صفحه
۴۱۲۸ مشاهده
۰ نقل قول
لئو تولستوی
صفحه نویسنده لئو تولستوی
۵۵ رمان لئو نیکلایویچ تولستوی (به روسی: Лев Никола́евич Толсто́й)، نویسنده و فعال سیاسی اجتماعی روس. زادروز وی (۹ سپتامبر ۱۸۲۸ میلادی) در یاسنایا پالیانا[۳] از توابع تولا است . تولستوی در روز (۲۰ نوامبر ۱۹۱۰ میلادی) درگذشت و در زادگاه خویش به خاک سپرده شد. تولستوی یکی از مشهورترین نویسندگان و بزرگ‌ترین شخصیت‌های تاریخ روسیه است. رمان‌های جنگ و صلح و آنا کارنینا جایگاه او را در بالاترین ردهٔ ادبیات داستانی جهان تثبیت کرده‌اند. لئو نیکلایوویچ تولستوی به‌حدی در کشورش مشهور ...
دیگر رمان‌های لئو تولستوی
2 داستان (زندگی از هم گسیخته دوست خطرناک 1 شوهر هرگز نباید با آتش بازی کند) مجموعه داستان
2 داستان (زندگی از هم گسیخته دوست خطرناک 1 شوهر هرگز نباید با آتش بازی کند) مجموعه داستان فقط لیزای بیچاره که تولستوی را به اندازه سونیا دوست می‌داشت، تنها و اشک‌ریزان و غمگین در اتاق باقی ماند. دکتر برس پیرمرد هم از اینکه مجبور بود خشم خود را پنهان دارد سخت رنج می‌برد. او همیشه به این فکر بود که تولستوی به سراغ دختر بزرگش خواهد آمد، ولی با این حال با ازدواج آنها موافقت کرد. ...
پدر سرگی
پدر سرگی مادر همراه پسرش رفت و یک ماه بعد نوجوان شفا یافت. و در آن ناحیه معروف شد که نفس مقدس پیر پارسا پدر سرگی (و این لقب تازه او بود) شفابخش است. از آن به بعد هفته‌ای نمی‌گذشت که حاجت‌مندانی به نزد او نیایند و بیماران خود را نیاورند و از او شفا نخواهند و چون یک بار تسلیم شده ...
رستاخیز
رستاخیز «رستاخیز» سومین رمان بزرگ لئو تولستوی است که در سال 1899 منتشر شد. و به نوعی حاصل دوران پختگی و تحولات عمیق فکری او به شمار می‌رود. تولستوی در این اثر سترگ با ارائه تصویری سیاه و هولناک از نابرابری و فساد سیاسی دوران تزار، جامعه روسیه را به نقد کشیده و آن را به بازگشت به آموزه‌های مسیحیت دعوت ...
آناکارنینا
آناکارنینا
سونات کرویتسر و چند داستان دیگر
سونات کرویتسر و چند داستان دیگر کوشان که جلو اشکی که در سینه‌ام می جوشید بگیرم در دل می‌گفتم: ((او حال مرا این‌جور فهمیده است. صدایی در دلم می‌گفت ((عشق گذشته ما تمام شده. پاک تمام شده!)) به من نزدیک نشد و کوششی برای دلجویی از من نکرد. آنچه به او گفته بودم او را آزرده بود. صدایش آرام و خشک بود.
مشاهده تمام رمان های لئو تولستوی
مجموعه‌ها