ـ عجب، عجب، آقای عزیز؛ آن وقت درباره رفتار ناشایستهتان که به زیان اعتبار دوشیزهای جوان و محترم از خانوادهای پاکدامن تمام شد، چه میتوان گفت. خانواده مورد توجه و بسیار معروفی که شما را غرق در محبتهایشان کرده است؟
۷۰ رمان
فیودور میخاییلوویچ داستایوسکی نویسندهٔ مشهور و تاثیرگذار اهل روسیه بود. ویژگی منحصر به فرد آثار وی روانکاوی و بررسی زوایای روانی شخصیتهای داستان است. سوررئالیستها مانیفست خود را بر اساس نوشتههای داستایوسکی ارائه کردند.
اکثر داستانهای وی همچون شخصیت خودش سرگذشت مردمی است، عصیان زده، بیمار و روان پریش. ابتدا، برای امرار معاش، به کار ترجمه پرداخت، و آثاری چون اوژنی گرانده اثر بالزاک و دون کارلوس اثر شیلر را ترجمه کرد.
رویای مردی مضحک
به دقت وراندازش کردم. در ظاهرش چیز خاصی بود که آدم اگر حواسش هم نبود بیاختیار نگاهش به طرف او برمیگشت و به چنان خندهای میافتاد که دیگر نمیشد جلوی آن را گرفت. این اتفاقی بود که برای من هم افتاد.
نیه توچکا
((با این وصف گوش کن! وقتی من مردم تو بچههای مرا دوست خواهی داشت، این طور نیست؟ تو ایشان را مثل بچه خودت دوست خواهی داشت. آخر به یاد بیاور که هم تو را مثل بچه خودم دوست داشتهام.))
من بیآنکه بدانم چه میگویم، در حالی که از فرط هیجان و گریه نفسم بند آمده بود به زحمت گفتم:
((بلی، بلی!))
بیچارگان
بیچارگان نخستین رمان فئودور داستایوسکی رماننویس مشهور روس است. رمان به صورت روایتنامهای میان دو تن است. که ترجیح میدهند به جای دیدار حضوری با هم به جهت شایعات همسایگان از طریق مستخدمهای با هم نامه نگاری کنند.
دوست خانواده
باید اعتراف کنم که ترسیده بودم. به مجرد اینکه به استپانچینکو رسیدم، رویاهای رمانتیک من ناگهان خیلی عجیب جلوهگر شدند. ساعت در آن موقع 5 بعدازظهر بود. جاده از کنار ملک اربابی میگذشت. مجددا بعد از 1 غیبت طولانی باغ بزرگی که دوران طفولیتم را در آن گذزانده بودم و بعدا هم اغلب در موقع اقامت در مدرسه شبانه روزی ...
رویای آدم مضحک
به دقت وراندازش کردم. در ظاهرش چیز خاصی بود که آدم اگر حواسش هم نبود بیاختیار نگاهش به طرف او برمیگشت و به چنان خندهای میافتاد که دیگر نمیشد جلوی آن را گرفت. این اتفاقی بود که برای من هم افتاد.