رمان نوجوان

من مرده‌ام (تالار وحشت)

(Dear diary im dead)

این الکس اسمیت است که از کنارتان رد شد تا با عجله به خانه برود و دفتر خاطراتش را چک کند. مشکل این است که الکس تاکنون یک کلمه هم در این دفتر ننوشته است. ولی دیروز مطلب عجیبی در دفترش ظاهر شد، چیزی در مورد آینده الکس... آلکس بی‌صبرانه منتظر مطالب امشب است تا ببیند فردا چه چیزی انتظارش را می‌کشد. ولی با باز کردن آن دفترچه، او در را به روی تالار وحشت... می‌گشاید.

پلیکان
9789648690125
۱۳۹۰
۱۶۰ صفحه
۳۴۹۳ مشاهده
۰ نقل قول
استاین ۹۳ رمان استاین می‌گوید:" وظیفهٔ بزرگی دارد و آن سیخ کردن مو بر اندام بچه هاست" کتاب‌های او با فروش بیش از ۲۵۰ نسخه در سطح جهان او را به پر فروش‌ترین نویسندهٔ کودک تبدیل کرده‌است . او هم اکنون همراه همسرش جین(jane)و پسرش مت (matt)زندگی می‌کند. استاین می‌گوید:"من عاشق این هستم که خواننده‌هایم را به جاهای ترسناک ببرم آیا می دانید ترسناک‌ترین مکان کجاست؟این محل ذهن خود شماست." آر.ال.استاین«رابرت لارنس استاین»در سال ۱۹۴۳ در شهر کلموبوس در ایلت اوهایو به دنیا ...
دیگر رمان‌های استاین
دختر سایه (تالار وحشت)
دختر سایه (تالار وحشت) در دست خود کلیدی داری که در را به روی دنیای وحشت و هراس می‌گشاید. از دنیای امن و راحتی که با آن آشنا هستید یک قدم به عقب بردار. در را به روی وحشت باز کن. همیشه جا برای یک نفر دیگر در تالار وحشت... وجود دارد. دختری که در پارک در آن طرف خیابان نشسته است کسی جز سلنا ...
بازگشت مومیایی
بازگشت مومیایی
فراموشم مکن (تالار وحشت)
فراموشم مکن (تالار وحشت) دانیل وارنر داشت فقط وانمود می‌کرد که برادرش را هیپنوتیزم می‌کند. ولی چرا پیتر این‌گونه عجیب رفتار می‌کند... این‌گونه وحشتناک؟ آیا پیتر نفهمیده است که همه این‌ها یک شوخی بوده؟ دانیل و برادرش به زودی درس وحشتناکی را می‌آموزند: پرسه زدن در تالار وحشت... فکر خوبی نیست.
خون هیولا (دایره وحشت 4)
خون هیولا (دایره وحشت 4) زمانی که ایوان با عمه بزرگ و اسرارآمیزش زندگی می‌کرد، روزی یک مغازه اسباب‌بازی فروشی قدیمی را می‌بیند و یک بطری گرد گرفته خون هیولا می خرد، اوایل بازی با آن سرگرم کننده است. اما ایوان متوجه چیز غریبی در آن ماده لزج سبزرنگ می‌شود. به نظر می‌رسد که دارد زیاد می‌شود. بیشتر و بیشتر... و انگار این رشد، اشتهایی هیولایی ...
تعویض (خیابان ترس 1)
تعویض (خیابان ترس 1) نیکول همیشه فکر می‌کرد که زندگی دوستش لوسی خیلی بهتر از اوست و همیشه خود را یک بازنده احساس می‌کرد. بنابراین وقتی لوسی از او خواست که جسم‌هایشان را با هم عوض کنند فکر کرد کار فوق‌العاده‌ای است و به امتحانش می‌ارزد. او نمی‌دانست که این تعویض واقعا صورت می‌گیرد و یا این که زندگی لوسی به آن اندازه که ...
مشاهده تمام رمان های استاین
مجموعه‌ها