قصههای پریان
پادشاه سالخورده گفت: ((میبینی، سرنوشت تو نیز درست مثل اینها خواهد بود. از این تصیمم منصرف شو. این وضع خیلی مرا اندوهگین کرده و خیلی به قلبم فشار میآورد.)) جان دست پادشاه را بوسید و گفت او فکر میکند همه چیز رو به راه خواهد شد، چون او خیلی به شاهزاده خانم زیبا علاقهمند است...
پری دریایی کوچک و چند قصه دیگر
44 قصه از هانس کریستین آندرسن
توک در این خواب هم خواب دیگری دید، یعنی آنچه را که دوست داشت خواب دید. خواهر کوچکش، گوستاو، که چشمان آبی و موهای مجعدی داشت، ناگهان به صورت دختری جوان و زیبا در آمد. او بدون آنکه بال و پری داشته باشد پرواز میکرد. آنها بر روی جنگلهای سبز و دریاچه آبی شهر زولند پرواز کردند.
پری دریایی کوچک و چند قصه دیگر
توی جاده، سربازی قدمرو میآمد، چپ راست چپ راست! کولهبارش را به دوش گرفته بود و یک شمشیر به کمر بسته بود، چون رفته بود جنگ و حالا داشت به خانه بر میگشت. توی راه، به جادوگر پیری برخورد، جادوگر آنقدر زشت بود که لب پایینش درست روی سینهاش آویخته بود.
مجموعه کامل قصههای هانس کریستیان آندرسن 1
این کتاب جلد اول از مجموعة کامل قصههای هانس کریستیان آندرسن، نویسندة دانمارکی است که برای کودکان و نوجوانان نوشته و شامل هشتادو پنج قصه و افسانه است. عناوین برخی از قصههای چاپ شده در اولین جلد این مجموعه عبارت است از: شاهزاده خانمی روی نخود، دخترک شستی، پریچة دریایی، سرباز حلبی شجاع، ملکة برفی، تپة اجنه، دخترک کبریت فروش، ...