رمان نوجوان

سفر کشتی بامدادنورد (ماجراهای نارنیا 5)

(The voyage of the down treader)

مرد غریبه با عصبانیت پا به زمین کوبید و گفت: ای احمق‌ها! همین حرف‌ها بود که مرا به این جزیره کشاند، ولی کاش بین را غرق می‌شدم یا اصلا به دنیا نیامده بودم. می‌شنوید چه می‌گویم؟ اینجا رویاها - رویاها، می‌فهمید؟‌ زنده می‌شوند، واقعیت پیدا می‌کنند. نه آرزوها، خواب‌ها.

قدیانی
9789644178535
۱۳۸۷
۳۱۲ صفحه
۸۱۱ مشاهده
۰ نقل قول
کلایو استیپلز لوییس
صفحه نویسنده کلایو استیپلز لوییس
۱۹ رمان لوئیس در ۲۹ نوامبر سال ۱۸۹۸ میلادی در بلفاست، مرکز ایرلند شمالی به دنیا آمد. تا قبل از ۹ سالگی پدر و مادر و برادرش را از دست داد. او در جنگ جهانی اول زخمی شد و پس از اتمام جنگ جهانی اول، دانشگاهش را به پایان رساند و به تدریس در دانشگاه‌ها پرداخت. در سال ۱۹۲۹ در عقایدش دچار تحول شد و وجود خدا را پذیرفت و دو سال بعد در حین مباحثه با تالکین مسیحی شد. نخستین اثرش ...
دیگر رمان‌های کلایو استیپلز لوییس
خواهرزاده جادوگر (ماجراهای نارنیا)
خواهرزاده جادوگر (ماجراهای نارنیا) نویسنده در آغاز داستان می‌گوید: این داستان بسیار مهم است، زیرا معلوم می‌کند که رفت و آمدهای میان دنیای ما و سرزمین نارنیا اولین بار چگونه آغاز شد. دو کودک پلی و دیگوری، در یکی از خیابان‌های قدیمی لندن، در همسایگی هم زندگی می‌کنند. یک بعد از ظهر سرد و نمناک، مشغول اکتشاف خانه‌شان می‌شوند و در یکی از انبارهای خانه، ...
اسب و آدمش (ماجراهای نارنیا)
اسب و آدمش (ماجراهای نارنیا) ماجراهای نارنیا از هفت کتاب مستقل پدید آمده است که خواننده می‌تواند آنها را به دنبال هم و یا جدا از هم بخواند و از حوادث در هم تنیده و تخیل برانگیز ‌آنها لذت ببرد. این هفتگانه‌ جذاب و پر هیجان سالهاست که در سراسر جهان با استقبال گرم و روز افزون نوجوانان جهان روبه رو شده است.
آخرین نبرد (ماجراهای نارنیا 7)
آخرین نبرد (ماجراهای نارنیا 7) موجودات با سکوتی ترسناک منتظر شنیدن خبرهای بد تازه‌ای شدند که بنا بود بر سرشان نازل شود. گروه کوچک کنار دیوار اسطبل هم نفس‌هایشان را در سینه حبس کردند. این‌بار دیگر چه خبر تازه‌ای بود؟
خواهرزاده جادوگر (ماجراهای نارنیا 1)
خواهرزاده جادوگر (ماجراهای نارنیا 1) نویسنده در آغاز داستان می‌گوید: این داستان بسیار مهم است، زیرا معلوم می‌کند که رفت و آمدهای میان دنیای ما و سرزمین نارنیا اولین بار چگونه آغاز شد. دو کودک پلی و دیگوری، در یکی از خیابان‌های قدیمی لندن، در همسایگی هم زندگی می‌کنند. یک بعد از ظهر سرد و نمناک، مشغول اکتشاف خانه‌شان می‌شوند و در یکی از انبارهای خانه، ...
صندلی نقره‌ای (ماجراهای نارنیا 6)
صندلی نقره‌ای (ماجراهای نارنیا 6) گولگ جیغی کشید و گفت: ای‌یی‌یی! آره، آن راه وحشتناک را بلدم. اولش را بهتان نشان می‌دهم. اما اگر عالی‌جناب‌ها هر جوری از من بخواهند همراهشان بروم، هیچ فایده‌ای ندارد. حاضرم بمیرم، ولی نیایم.
مشاهده تمام رمان های کلایو استیپلز لوییس
مجموعه‌ها