جیمز از زمانی که پدر و مادرش را یک کرگدن فراری خشمگین در بیرون باغوحش لندن خورد مجبور شد با دو عمهی سنگدلش زندگی کند. روزگار سختی داشت تا آنکه یک روز اتفاق خیلی عجیبی افتاد که جیمز را از آن زندگی فلاکتبار نجات داد و به سفری باور نکردنی فرستاد!
۳۰ رمان
رولد دال، داستاننویس و فیلمنامهنویس اهل ویلز بریتانیا و از مشهورترین نویسندههای انگلیسی، که والدینش نروژیالاصل بودند و اوج شکوفایی او به عنوان نویسنده برای کودکان و بزرگسالان در دهه ۱۹۴۰ بود.
مهمترین آثار او چارلی و کارخانه شکلات سازی، جیمز و هلوی غول پیکر، ماتیلدا و داستانهای چشمنداشتنی است. بیشتر آثار او به فیلم در آمدهاست.
جادوگرها
در داستانهای پریان، جادوگران همیشه کلاههای ابلهانه سیاه بر سر میگذارند و شنلهای سیاه بر دوش میاندازند و سوار دسته جارو میشوند. اما جادوگرهایی که در این داستان با آنها آشنا میشویم هیچ کدام از این کارها را نمیکنند. با این که آب دهانشان آبی است ناخن ندارند و پاهاشان انگشت ندارد و سرشان به کلی طاس است خود را ...
انگشت جادویی و داستان آسانسور بزرگ شیشهای
رولد دال در داستانهایی که برای کودکان نوشته است نوعی شوخطبعی پنهان و واقع بینانه به کار برده و امید به زندگی و تلاش و نشاط در آثار او موج میزند. او دست خوب و مهربان بچههاست و کودکان بسیاری با داستانهای او زندگی میکنند و به دنیا لبخند میزنند.
مری و ویلیام و 1 داستان کوتاه دیگر (مجموعه داستانهای کوتاه شاهکار 10)
در حوزه ادبیات داستانی، داستان کوتاه جذابیتی خاص دارد. در این عرصه، نویسنده با بهرهگیری از نبوغ ادبی خود و همینطور با استفاده از صناعات و تمهیدات ادبی آن هم در صفحاتی اندک، که خاص داستان کوتاه است؛ داستانی را در قالب یک رمان بلند؛ با شخصیتهایی محدود به نگارش درمیآورد. داستانی که مضمونی اجتماعی یا سیاسی داشته و جنبهای ...
آقای روباه شگفتانگیز
«من به آقای روباه شگفتانگیز خیلی افتخار میکنم. کتاب کمحجمی است اما طرحی بسیار قوی دارد. من همیشه سعی کردهام داستانهای جدید و طرحهای جدید پیدا کنم. از نویسندگانی که تا یکی از آثارشان موفق میشود، همان طرح را بارها و بارها در داستانهای دیگرشان تکرار میکنند، بیزارم... این کار عدم قدرت تخیل و ابتکار آنها را نشان میدهد.»
جیمز و هلوی غول پیکر
چه فرقی میکند که کوسهها تو را بخورند یا مرغهای دریایی؟
یک روز کرگدنی از باغوحش فرار میکند و توی خیابان، پدر و مادر جیمز را درسته قورت میدهد. جیمز بیچاره هم مجبور میشود از آن به بعد با عمههای بدجنس و بددهنش زندگی کند. اما روزی پیرمرد مرموزی پاکتی پر از زبانهای تمساح به جیمز میدهد تا بخورد که یک ...