سهراب
سهراب رویای جهانی نو در سر دارد. او جهان کهن و فرمانروایان آن را به هیچ میگیرد، افراسیاب و کاووس را. سودای آن را دارد که مرد عمل، آن که در میدان دلاوری میکند و پهلوانی او معیار نام و بزرگی است، بر تخت بنشیند. اما سهراب پاک ترفندهای جهان کهن و بازیهای آن را نمیشناسد و فاجعه از همینجا ...
افسانههای ایرانی
فرهنگ ایرانی زادگاه برخی افسانههای کهن جهان است. اگر افسانهای در این سرزمین زاده نشده باشد، بیشک در گذر از فرهنگ ایران همراه خود را به سوی سرزمین دیگر باز کرده است. ایران واسطه میان هند و نقاط غربی و در گونهگونی و شباهت افسانهها نقشی موثر داشته. طیف وسیع افسانهها در ایران، میراث گرانقدر در فرهنگ ماست.
صندلی روی بالکن
صندلی خالی هم بالای بالکن بود. جلوتر رفت تا موج سنگینتر آمد، از جا کندش و بردش رو به مغرب. خواست دست و پا بزند که نتوانست. موج دیگری آمد. باز سنگینتر و باز کندش و بردش. دستهاش را تکان داد اما نتوانست آب را بشکافد. به پاهاش فشار آورد. پاها دیگر در اختیارش نبود، که موج آخر آمد و ...
چیدن باد 1 (2 جلدی)
من که شاه نبودم. مترسک سر جالیز بودم. خودشان میبریدند و میدوختند و حتا نظر مرا هم نمیخواستند. نایبالسلطنه به جای من نظر میداد. اگر هم میپرسیدند، چیزی نمیدانستم. قرار بود سالها ولیعهد باشم و کار اداره مملکت را آرام آرام یاد بگیرم، اما همه چیز مثل برق و باد به هم خورد و من شدم شاه.
افسانههای ایرانی 3
افسانههای پریان ایرانی با گونههای متفاوت، ساز و کار شگفتانگیز و حضور پریان و دیوها در کنار آدمیان و تاثیر شگرف جاودانه سرزمینی خیالی را پی میریزد که در میان سرزمینهای جادویی افسانههای جهانی، برجستگی خاص خود را دارد. این افسانهها نمودی ممتاز از زیست و کار مردمان ایران است.