اما بیشترین تعجب من هنگامی بود که ناگهان خود را دوست صمیمی خیلیها یافتم که قسم میخورم هرگز نشناخته بودم و حتا آشنایی جزیی هم نداشتم، یا خاطرهی ناپسندی که هنوز یادم باشد یا انزجاری غریزی یا رقابت ابلهانهای مربوط به دوران کودکی.
یکی هیچکس صدهزار
‹‹...هرگز نتوانسته بودم به زندگی خود شکلی بدهم، هرگز اخلاق و روحیه خود را کاملا قبول نکرده بودم، شاید به خاطر اینکه هرگز در زندگی به مشکلی برخورد نکرده بودم تا در مقابلش استقامت کرده، خود را شناخته و به دیگران بشناسانم. شاید هم به خاطر اخلاقم، که به همه چیز تمایل داشت، مدام خود را فدای این و آن ...
1 روز (داستان کوتاه)
لوییجی پیراندلو نویسنده نامدار ایتالیایی در 28 ژوئن 1867 در شهر جیرجنتی در جزیره سیسیل به دنیا آمد. تحصیلات عالی را در رشته حقوق و فلسفه در دانشگاههای رم و بن در آلمان پی گرفت.لوییجی پیراندلو در سال 1934 برنده نوبل ادبیات شد و 2 سال بعد درگذشت.
6 شخصیت در جستجوی نویسنده
سالهاست خدمتگزاری زبر و زرنگ (انگار همین دیروز بود که آمد) در خدمت هنر من است که در حرفهاش چندان هم بیتجربه نیست:
نام او تخیل است. اندکی هتاک است و مسخره. اگر هوس کند سیاه بپوشد، بیشتر به خاطر بازیهای عجیب و غریبش است. این را همه میدانند و انکارش نمیکنند و کسی هم فکر نمیکند که همیشه تمام ...
امشب از خود میسازیم در دو پرده
خدای کهن
ترکهای بود. کمی قوز کرده، با پیراهنی ابریشمی که بر تنش لقلق میخورد، و چتری باز بر سر و کلاه حصیری کهنهای در دست داشت. اینگونه آقای آئورلیو، هر روز، به سمت اقامتگاه ییلاقی خوشمنظرش به راه میافتاد. برای خودش جایی پیدا کرده بود. جایی که به عقل هیچکس نمیرسید و از این بابت بسیار خشنود بود و از اندیشهی ...