خاطرههای ما (داستان کوتاه)
اما بیشترین تعجب من هنگامی بود که ناگهان خود را دوست صمیمی خیلیها یافتم که قسم میخورم هرگز نشناخته بودم و حتا آشنایی جزیی هم نداشتم، یا خاطرهی ناپسندی که هنوز یادم باشد یا انزجاری غریزی یا رقابت ابلهانهای مربوط به دوران کودکی.
خدای کهن
ترکهای بود. کمی قوز کرده، با پیراهنی ابریشمی که بر تنش لقلق میخورد، و چتری باز بر سر و کلاه حصیری کهنهای در دست داشت. اینگونه آقای آئورلیو، هر روز، به سمت اقامتگاه ییلاقی خوشمنظرش به راه میافتاد. برای خودش جایی پیدا کرده بود. جایی که به عقل هیچکس نمیرسید و از این بابت بسیار خشنود بود و از اندیشهی ...
بادبزن کاغذی
لوییجی پیراندلو در سال 1867 در جزیره سیسیل به دنیا آمد. از دوران جوانی نویسندگی را آغاز کرد. ابتدا با نوشتن داستان کوتاه و سپس رمان و نمایشنامه. او جمعا دویست و چهل و سه داستان کوتاه، هفت رمان و چهل نمایشنامه نوشته است. پیراندلو در سال 1934 برنده جایزه ادبی نوبل شد. «بادبزن کاغذی» سومین از مجموعه برگزیده داستانهای ...
خمره
... پس من فرزند کائوس هستم. البته این کنایه نیست و واقعیت دارد چرا که من در سرزمینی به دنیا آمدهام در کنار جنگلی انبوه که ساکنان جیرجنتی به زبان خود، آن را کاووزو مینامیدهاند. خانوادهام به خاطر بینماری وبای هولناکی که سال 1867 در سیسیل شیوع پیدا کرد به آنجا پناه برده بودند.
پدرم آن سرزمین را به یاد اولین ...
چنین است (اگر به نظرتان چنین میرسد) نمایشنامه
‹‹لوییجی پیراندلو›› در سال 1867 در جزیره سیسیل به دنیا آمد. از دوران جوانی نویسندگی را آغاز کرد. ابتدا با نوشتن داستان کوتاه و سپس رمان و نمایشنامه. او جمعا 243 داستان کوتاه، 7 رمان و 44 نمایشنامه نوشته است. او در سال 1934 برنده جایزه ادبی نوبل شد.
نمایشنامههای پیراندلو تقریبا در تمام دنیا به نمایش درآمده و به او ...