رمان ایرانی

تقدیر چنین بود

آسمان جامه‌ای نیلگون به تن داشت، نسیم عطرآگین بهاری پرندگان را از باده‌ی عشق سرمست می‌نمود و صدای چهچهه‌ی آنها حکایت از زیبایی زندگی داشت، و صدای وزش باد می‌رفت که در هیاهوی آوای پرندگان گم شود. آن روز بهار زیبایی و لطافت دیگری داشت زیرا عاطفه در جشن ساده و کوچکی که به مناسبت ازدواج او با کرامت برپا شده بود در کنار کرامت نشسته بود و به آینده لبخند می‌زد و به بهاران دیگر می‌اندیشید.

9789646503212
۱۳۸۶
۳۲۰ صفحه
۲۱۵۶ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های نسرین ثامنی
شکوه عشق
شکوه عشق این کتاب در قالب رمان مشتمل بر چند روایت کوتاه می‌‌باشد که کاملا بر اساس زندگی واقعی افراد نگاشته شده و دربرگیرنده شور و احساس و عشق به زندگی است. نویسنده با خلق این اثر مخاطبان را به دنیای حقیقی زنان دردمند جامعه می‌کشاند تا خواننده با فضای زندگی این قبیل زنان احساس نزدیکی کرده و دردهای آن‌ها را لمس نماید ...
داغ شقایق
داغ شقایق
چشم انتظار
چشم انتظار
انتظار کهنه
انتظار کهنه
دل‌سپرده
دل‌سپرده قلبم را به تو هدیه می‌کنم تا در آن بذر عشق و عاطفه بپرورانی و دستم را به تو می‌سپارم تا همراه با نسیم عشق بر زمین تشنه شالیزاران قدم بگذاریم.ای عزیز تر از جانم ،سوگند به آفریدگار جهان که عشق پاک و زلالی که بین تنهایی من و تو پلی برقرار ساخته هرگز از هم گسسته نخواهد شد و ...
مشاهده تمام رمان های نسرین ثامنی
مجموعه‌ها