رمان ایرانی

اولا! یعنی پول خون پدرت، با الکل، به قیمت پشت جلد این کتاب است؟! این‌قدر ارزان؟ اگر این‌جوری است که یکی دو تا استکان لب‌پر هم برای ما بریز! خودت هم بزن، روشن می‌شوی! اصلا پول خون پدر یعنی چه؟ شده‌ای کانه برادر بزرگه برادران کارامازوف که ابوی‌اش را نفله کرد! دستت درست! ...

افق
9789644715396
۱۳۹۰
۵۲۸ صفحه
۱۴۳۷ مشاهده
۳ نقل قول
نسخه‌های دیگر
رضا امیرخانی
صفحه نویسنده رضا امیرخانی
۱۱ رمان زاده شدن به تاريخِ بيست و هفتمِ ارديبهشت ماهِ 52ي شمسي،

بزرگ شدن در فضاي پرهيجانِ انقلاب اسلامي.

گه‌گاه با كيفِ كودكانه‌اي پر از اعلاميه پوششي بودن براي كارهاي پدري
و گه‌گاه هم‌بازي بودن با ادموند و آربي و آرش در محله‌ي بيست و پنج شهريور در تهران.

بحرانِ اول شدن و بيست گرفتن در هر آن چه كه مي‌شد در دوره‌ي دبستان

راستي، يك بار هم بوسيدنِ دستِ امام به سالِ 61...

بعدترك، ...
دیگر رمان‌های رضا امیرخانی
نشت نشا
نشت نشا امروزه پربسامدترین عبارتی که لغت نخبه‌گان را دربردارد، همانا عبارت مهاجرت نخبه‌گان است. دقیقا ماننده مغز در فرار مغزها. و انگار اصلا مغزی که فرار نکند و نخبه‌ای که مهاجرت نکند، نه مغز است و نه نخبه! و البته عبارت نشت‌نشا دقیقا به همین دلیل جعل می‌‌شود.
ازبه
ازبه خیال می‌کنم نامه قبلی من را جواب نداده‌اید. به هر صورت آن‌قدر ذوق‌زده هستم که نتوانستم جلو خودم را بگیرم ، دوست داشتم به یکی خبر این اتفاق را بدهم. اتفاقی که البته هنوز نیافتاده، اما در شرف وقوع است.اتفاقی خوب...
قیدار
قیدار در قرآن، اسم بعضی پیامبران آمده است، اسم بعضی غیر پیامبران هم، چه صالح و چه طالح آمده است... صلح عاشق حضرت باری هستند... اما حضرت حق، بعضی را خودش هم عاشق است... عاشقی خدا توفیر دارد با عشقی ما... خدا عشاقی است که حتا دوست ندارد، اسم معشوقش را کسی بداند... به او می‌گوید رجل! همین... مرد!... همین... می‌فرماید و ...
ناصر ارمنی
ناصر ارمنی این کتاب مجموعه‌ای از یازده داستان کوتاه با عناوین زمزم، انگشتر، رتبه قبولی، یک پژوهش خشن، کوچولو، ناصر ارمنی، کمال، سه نفر، خیابان، سال نو و گوش شنوا است. ناصر ارمنی داستان مردی به نام ناصر است که فرزندِ همسر دوم پدر خود است. پدر برای آنکه بابت اختیار کردن همسر دوم به دردسر نیفتد و دیگران، خصوصاً همسر اولش ...
مشاهده تمام رمان های رضا امیرخانی
مجموعه‌ها