مجموعه داستان خارجی

بهترین داستان‌های جهان (قرن 19 و 20 استادان کهن سنت‌گرایان) مجموعه داستان

بررسی فرهنگ‌های پیش از دوران کتابت نشان می‌دهد که همه آن‌ها از سنت داستان‌گویی شفاهی برخوردار بوده‌اند. بنابراین داستان از زمان پیدایش انسان وجود داشته است. به یقین قدمت داستان‌گویی پیرامون آتش قبایل اولیه به هزاران سال می‌رسد. از یک نظر می‌توان گفت داستان هم‌زاد آدمی است. نمونه‌های آن‌چه ما در داستان کوتاه می‌خوانیم در پاپیروس‌های مصر کهن که از آن 3000 تا 4000 سال پیش از میلاد است، دیده می‌شود...

9786009290413
۱۳۹۰
۵۹۶ صفحه
۱۱۹۹ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
تماس
تماس هدف داستان‌های برنده جایزه ا هنری، تقویت ژانر داستان کوتاه است. کتاب حاضر شامل 14 داستان از 20 داستان کوتاه مجموعه داستان‌های جایزه ادبی ا هنری 2008 است.
1 2 3 طنز
1 2 3 طنز می‌گویند تا سه نشود بازی نشود. ما هم به احترام تمام گفته‌ها و ناگفته‌ها، و نوشته‌ها و نانوشته‌ها، بعد از انتشار دو جلد از گزیده‌های آثار طنزنویسان معاصر، با جلد سوم آن بازی به بازی گرفتن دنیا و مافیها را تکمیل می‌کنیم. واقعیت این است که در تاریخ بشریت طنز را به خاطر عوارض جنبی‌اش! چندان به بازی نگرفته‌اند و ...
قصه‌ها افسانه‌ها و سروده‌های مردم و سرزمین کانادا
قصه‌ها افسانه‌ها و سروده‌های مردم و سرزمین کانادا انسان‌ها روی کره زمین در هر جایی که باشند قصه‌ها و افسانه‌های خاص خود را دارند. این کتاب قصه‌ها و افسانه‌هایی است از انسان‌های مهاجر به سرزمین کانادا. شرح رنج‌ها - گرفتاری‌ها - خوبی‌ها - بدی‌ها - مبارزه‌ها - موفقیت‌ها و شکست‌های آن‌ها در این سرزمین. خواندن این داستان‌ها ما را به عالم دیگر و به درون خود می‌برد و ...
ندای وظیفه
ندای وظیفه مجموعه حاضر که از داستان‌های کوتاه پلیسی - جنایی تشکیل شده است، می‌کوشد آثار روز دنیا در این ژانر را که از ژانرهای همواره محبوب داستان دوستان بوده، به مخاطبان ارائه دهد. جذابیت و هیجان نهفته در این گونه ادبی و رویارویی خلافکاران زیرک و کارآگاهان کارکشته، خواننده را تا پایان با خود همراه می‌کند و کوشش برای یافتن پاسخ پرسش ...
هنوز شب بود (داستان‌هایی برای یلدا) مجموعه داستان
هنوز شب بود (داستان‌هایی برای یلدا) مجموعه داستان شب یلدا. انار است و من و هندوانه و برف. و نیم‌رخ حافظ، پشت پنجره‌ام. زلف آشفته. خوی کرده. مست، اما نمی‌خندد. شب یلدا انار است و من و هندوانه و برف. و لحظه‌ی بی‌دریغ فالی از حافظ. از در صدای مشت می‌آید. باز می‌کنم. حافظ آمده است. «خوی کرده... مست...» نمی‌خندد.
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها