رمان ایرانی

وقتی عشق در می‌زند

توفانی که روی خانه سنگینی می‌کرد، همه چیز را متوقف نموده و گویی حتی عطر گل‌ها را هم در سطح باغچه‌ها نگه داشته بود. وقایعی ناگهانی، همه چیز را به لرزه درآورده و چون کولاک، زندگی جمعی خانواده را درهم ریخته و افراد خانواده را مثل جن‌زده‌ها به جان هم انداخته بود. پیش از این ماجرا، افراد آن خانواده چنان به قوت در یکدیگر تاب خورده و در هم پیچیده بودند که جدا کردنشان غیر ممکن به نظر می‌رسید. فاصله‌ای که میان گذشته و آینده‌شان پدید آمده، روز به روز عمیق‌تر و بیشتر می‌شود و دیگر به حال اولیه بر نمی‌گردد.

علی
9789642242023
۱۳۹۱
۸۲۶ صفحه
۲۲۱۵ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده شهره وکیلی
۳۴ رمان شهره وکیلی (۱۳۲۵–) نویسنده (رمان‌نویس) ایرانی است. او همچنین آموزگار و مدیر مدرسه نیز بوده‌است. رمان‌های او فروش بالا و چاپ‌های متعدد داشته‌اند. سیمین دانشور از کتاب «شب عروسی من» وی تمجید کرده است[نیازمند منبع]. شهره وکیلی در سال ۱۳۲۵ در تهران (خیابان ژاله) زاده شد. سپس در دبیرستان آزرم دیپلم ادبی گرفت و همان زمان که در کنکور شرکت می‌کرد ازدواج کرد. وکیلی در دانشگاه تربیت معلم حشمتیه پذیرفته شد و زمان دانشجویی در مدرسه نیز تدریس می‌کرد. او تحصیلش ...
دیگر رمان‌های شهره وکیلی
رازی که پنهان ماند
رازی که پنهان ماند علم چیزی بیش از شناخت است. آرزوی هماهنگی با کیهان است. و کیهان همیشه در حرکت است، بی آن‌که پشت سر جای پایی از خود باقی بگذارد. به همین دلیل سر خلقت هم‌چنان به صورت رازی پنهان به جا مانده است.
بی من مرو 2 (2 جلدی)
بی من مرو 2 (2 جلدی) وقتی فاجعه همانند حریقی مهارناپذیر گسترش می‌یابد، وقتی روند عنان گسیخته گریزنده‌ای همه چیز را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، آن‌وقت است که زندگی در یک چشم به هم زدن، به نرمی سایه ابری گریزپا از دست می‌رود.
فراتر از معرکه 2 (2 جلدی)
فراتر از معرکه 2 (2 جلدی) ... متین، یک بار دیگر می‌گویم. تو مرد بدی نیستی! این را حاضرم به تمام دنیا بگویم، ولی من از قفس خسته شده‌ام. لطفا دنبالم نگرد. من را پیدا نخواهی کرد. اما من از مدت‌ها پیش همه چیز را سبک و سنگین کرده‌ام و نتیجه گرفته‌ام دست‌کم برای یک مدت، باید مال خودم باشم. فقط مال خودم. می‌خواهم طعم آزادی ...
وقتی آن تناور درخت خانه شکست
وقتی آن تناور درخت خانه شکست صدای فاتحه‌خوانی زن‌ها خفیف بود. ولی می‌شد فهمید چه می‌گویند. اما چیزهایی که فرح می‌گفت، به گوش افراد آن جمع تعلق نداشت و چهره‌اش مثل همه سال‌های عمرش نفوذناپذیر می‌نمود. به خصوص حالا که هیجان‌هایش ناخودآگاه مخفی گشته و پشت سکوتی بی‌هویت گم شده بودند.
آسان اما سخت
آسان اما سخت در چهارده سالگی‌ دلم می‌خواست آینده و حال و گذشته، همه را به تصرف خود در بیاورم. اما گاه حادثه‌ای ساده، آدم را به شکل سوزنبانی به خط دیگری از زندگی می‌اندازد. این حادثه برای من با آهسته آهسته برآمدن شکم مادرم اتفاق افتاد، و بهتی که از تصور اضافه شدن یک عضو دیگر به خانواده بود، روحم را مجروح ...
مشاهده تمام رمان های شهره وکیلی
مجموعه‌ها