رمان خارجی

دورا برودر

(Dora bruder)

اثر حاضر مودیانو تنها یک رمان نیست، بلکه نوعی داستان‌سرایی است که با زندگی‌نامه او پیوند خورده است. در این کتاب او وقایع و سرگذشت گروهی از انسان‌ها را به‌تصویر می‌کشد که به‌دلیل زیاده‌خواهی و جنگ و اشغال سرزمین‌شان دچار مشکلات و مصائب عظیمی شده‌اند؛ جایی که راوی داستان با دیدن آگهی گم‌شدن دختری 16 ساله به‌نام دورا، به‌طرز بسیار ماهرانه‌ای وقایع تلخ جنگ جهانی دوم را به‌همراه مسائل ظریف و حاشیه‌ای روایت می‌کند...

افراز
9789642435746
۱۳۹۳
۱۲۸ صفحه
۶۴۴ مشاهده
۰ نقل قول
پاتریک مدیانو
صفحه نویسنده پاتریک مدیانو
۲۴ رمان Patrick Modiano is a French language novelist.

He is a winner of the Grand prix du roman de l'Académie française in 1972 and the Prix Goncourt in 1978 for his novel Rue des boutiques obscures.

Modiano's parents met in occupied Paris during World War II and began their relationship in semi-clandestinity. Modiano's childhood took place in a unique atmosphere: between the absence of his father -- of which he heard many troubled stories -- and his mother's frequent ...
دیگر رمان‌های پاتریک مدیانو
بی‌راه
بی‌راه راوی داستان مرد جوانی است که تصمیم می‌گیرد پس از سال‌ها به جستجوی پدر خود بپردازد. این جستجو او را به سال‌های بسیار دور و گذشته می‌برد که مقارت با دوران جنگ جهانی دوم و سال‌های پس از آن است. سال‌هایی که جوان جستجوگر داستان بیراه در فضایی وهم آلود، گذشته و آینده را در هم می‌آمیزد. جستجوی پدر، راوی ...
سفر ماه عسل
سفر ماه عسل کتاب حاضر نمونه‌ای از تالمات و دلواپسی‌های گروهی از انسان‌ها را توصیف می‌کند که در یک برهه از زندگی تحت فشار، مشکلات و بی‌مهری قرار گرفته‌اند که تاثیرات آن را می‌توان در مابقی زندگی آنها مشاهده کرد. تاثیر این مقطع چنان زیاد است که فردا را دچار یاس، نومیدی، فرار از خود و جامعه و لذت‌های زندگی می‌کند و در ...
برای این‌که در محله گم نشوی
برای این‌که در محله گم نشوی شخصیت اصلی داستان ژان دراگان نویسنده‌ای حدودا شصت ساله که در تنهایی به‌سر می‌برد و از ترس رویارویی با اندوهی که آمیخته با گذشته‌اش است از پرداختن و فکر کردن به آن زمان‌ها اجتناب می‌کند. مدت‌هاست که دیگر تلفن او زنگ نمی‌خورد. دیگر چندان هم نمی‌نویسد. تنها کتاب تاریخ طبیعی نویسنده‌ای به‌نام بوفن را می‌خواند. کتاب جدید مودیانو با «تقریبا ...
افق
افق در دیفن باکستراسه جلو می‌رفت. رگبار شروع شد، رگباری تابستانی که با راه رفتن او و پناه گرفتنش زیر درخت‌ها، کم و کمتر می‌شد. مدت‌ها فکر کرده بود مارگارت مرده است. دلیلی وجود ندارد، نه، دلیلی وجود ندارد. حتا در سال تولد هر دو ماه، وقتی این شهر از بالا شبیه تل آوار بود، یاس‌ها ته باغ‌ها و بین ویرانه‌ها ...
سیرکی که می‌گذرد
سیرکی که می‌گذرد در میدان شاتله می‌خواست سوار مترو شود. درست زمان شلوغی مترو بود. نزدیک در خروجی واگن، چسبیده به هم ایستاده بودیم. در هر ایستگاه مسافران تازه دوباره سوار می‌شدیم. سرش را روی شانه‌ام گذاشت و با لبخندی گفت: «هیچ‌کس تو این شلوغی نمی‌تواند پیدای‌مان کند.» در ایستگاه گاردونور با موج مسافرانی همراه شده بودیم که طرف قطارهای حومه شهر سرازیر می‌شدند. ...
مشاهده تمام رمان های پاتریک مدیانو
مجموعه‌ها