اسم در سال 1995 نوشته شد و نخستین بار همان سال در تئاتر بینالمللی نروژ به صحنه رفت، جایزه بزرگ ایبسن را برای فوسه به ارمغان آورد و بلافاصله در دانمارک، لهستان، یونان، بلژیک، آلمان، فرانسه، سوئد و انگلستان ترجمه شد و به روی صحنه رفت.
سایهها بیدارخواب آنجا
خوشحالم میبینمت دوباره. بعد این همه سال. واای خیلی گذشته. سالهای ساله. آره، باید گفت سالهای ساله که ندیدمت. زمان سریع میگذره، بدجوری سریع، جوری که حسش نمیکنم. ولی دیدار تو خوب بود. از دیدنت خوشحالم. کاش تو هم از دیدن پدر پیرت خوشحال باشی.
زیبا رویای پاییز
جلد پنجم از مجموعه آثار نمایشی "یون فوسه" شامل دو نمایشنامه "زیبا" و "رویای پاییز" است. نویسنده در این اثر، همچنان تصویری ساده و غریب از پیچیدگیهای هویتی و روابط انسانی در دنیای معاصر نشان میدهد. وی در نمایش نامهی "زیبا" نزدیکتر به فضای واقعگرا، اما در "رویای پاییز" در حال و هوایی پر رمز و راز، شاعرانه و سرشار ...
شب آوازهایش را میخواند فرزند
تاریکی. نور میآید. 1 اتاق نشیمن؛ 1 مبل بزرگ، 1 مبل 1 نفره کوچک، و جلوی مبلها 1 میز عسلی کوچک. در ضلع انتهای صحنه پنجرهای بزرگ قرار دارد. بالای پنجره 1 ساعت دیواریست که 1 ربع به 3 را نشان میدهد. زیر ساعت - کمی به طرف راست - تصویر پسری نوزاد روی دیوار است. سمت چپ پنجره گنجه ...
و هرگز جدا نمیشویم من نسیمام کسی میآید (3 نمایشنامه)
نمرده بودم و زنده نیز نبودم. بیندیش! چهگونه بودهام من رها ز هر دو بودهام...