خوشحالم میبینمت دوباره. بعد این همه سال. واای خیلی گذشته. سالهای ساله. آره، باید گفت سالهای ساله که ندیدمت. زمان سریع میگذره، بدجوری سریع، جوری که حسش نمیکنم. ولی دیدار تو خوب بود. از دیدنت خوشحالم. کاش تو هم از دیدن پدر پیرت خوشحال باشی.
و هرگز جدا نمیشویم من نسیمام کسی میآید (3 نمایشنامه)
نمرده بودم و زنده نیز نبودم. بیندیش! چهگونه بودهام من رها ز هر دو بودهام...
اسم دیدار
اسم در سال 1995 نوشته شد و نخستین بار همان سال در تئاتر بینالمللی نروژ به صحنه رفت، جایزه بزرگ ایبسن را برای فوسه به ارمغان آورد و بلافاصله در دانمارک، لهستان، یونان، بلژیک، آلمان، فرانسه، سوئد و انگلستان ترجمه شد و به روی صحنه رفت.
بنفش ساکالا آزادی
نمایشنامه آزادی ماجرای زنی است که با اصرار خود برای رهایی از قید و بندهای زندگی خانوادگی از همسرش جدا میشود و به رؤیای آزادی خود میرسد. اما بعد از مدتی آزادی را در قیود خانوادگی مییابد و زمانی که نزد شوهرش برمیگردد و از او میخواهد که مانند گذشته در قید و بند زندگی خانوادگی قرار گیرد، همسر جدید ...
نوازنده و عصر (2 نمایشنامه)
این مجموعه شامل در نمایشنامه با نامهای "نوازنده" و "عصر" است. نمایشنامهی اول که در قالب منظوم فراهم آمده است. داستان زندگی نوازندهی گیتاری است که با امید به سکهی رهگذران زندگی را میگذراند. در این داستان مرد با خود گفتوگو میکند و از رنجها و سختیهای زندگی خود سخن میگوید.