نمایش‌نامه

آنتیگون

(Antigon)

آنتیگون از مرگی با افتخار و نمادین سخن می‌گوید که لازمه‌اش آن است تا بر روی آن ‹‹کار›› صورت گیرد، همچنین آنتیگون از دل به دریا زدنی سخن می‌گوید که تنها در عمل فی نفسه امکان آن محقق می‌شود. او در پاسخ به خواهرش ایسمن می‌گوید: من و جنونم را به خود واگذار تا دل به دریا بزنیم، بیش از مرگی با افتخار چیزی نخواهد بود.

9789642774098
۱۳۸۸
۱۰۴ صفحه
۲۵۵ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
دیگر رمان‌های ژان آنوی
بیتوس بیچاره
بیتوس بیچاره بیتوس: (از لای دندان‌ها) بسیار خب، از در پشتی می‌رم بیرون. (در درگاه آشپزخانه برمی‌‌گردد، یقه‌اش را بالا می‌کشد و به سردی زمزمه می‌کند.) متشکرم مادموازل، به خاطر نصیحتتون. مانعم شدین که دسته گلی به آب بدم. (با لحنی دردناک) اما اگه یه روز بتونم دوباره به شماها رو بیارم، شما تنها کسی هستین که از او شروع می‌کنم. (بیرون می‌رود. ...
آماندا
آماندا حالا صبح است، ببینید در دنیا چه چیزهای اطمینان‌بخشی وجود دارد، گل‌هایی که می‌شود پریشان کرد، علف‌هایی که انسان می‌تواند بکند و در دست‌هایش له کند. این دست‌ها نخواهند گفت: من نمی‌توانم فراموش کنم... نمی‌خواهم خاطراتم از من فرار کنند. این دست‌ها دوست ندارند، این دست‌ها یک روز صبح در حالی که تغییر کرده‌اند بیدار خواهند شد... این دست‌ها عاشق ...
چکاوک
چکاوک چکاوک در میان آثار پر شمار ژان آنوی، نمایش‌نامه‌نویس مشهور فرانسوی، جای خاصی دارد. آنوی از مستندات تاریخی فراتر نمی‌رود و در چند مورد از گزارش روزانه محاکمه ژان دارک،که تا روزگار ما حفظ شده، استفاده می‌کند. با این حال، تصویری که از این قهرمان ملی و مذهبی فرانسه به دست می‌دهد، تصویر دخترکی است که گویی هم‌اکنون از میان ...
مشاهده تمام رمان های ژان آنوی
مجموعه‌ها