رمان خارجی

قهرمان عصر ما

(The discreet hero)

ماریو بارگاس یوسا با هر رمانش خواننده را شگفت‌زده می‌کند. او در این اثر، دو روایت موازی را به پیش می‌برد که اگرچه در پایان به هم می‌رسند، اما هر یک از سویه اجتماعی خاصی برخوردار است. حوادث رمان در جامعه معاصر پرو رخ می‌دهد و همه‌چیز با نامه‌های افرادی مشکوک شروع می‌شود که قصد باج‌خواهی از صاحب یک شرکت ترابری را دارند... به نظر می‌رسد یوسا در این رمان بیش از همیشه در صدد ساده‌گویی و واقع‌نمایی بوده است.

9786002532114
۱۳۹۴
۴۰۸ صفحه
۵۶۲ مشاهده
۰ نقل قول
ماریو بارگاس یوسا
صفحه نویسنده ماریو بارگاس یوسا
۲۱ رمان خورخه ماریو پدرو بارگاس یوسا داستان‌نویس، مقاله‌نویس، سیاست‌مدار و روزنامه‌نگار اهل پرو است. یوسا یکی از مهمترین رمان‌نویسان و مقاله‌نویسان معاصر آمریکای جنوبی و از معتبرترین نویسندگان نسل خود است. ماریو بارگاس یوسا بیست ساله بود که اولین داستانش منتشر شد؛ داستان کوتاهی بود به اسم «سر دسته ها» که در یکی از نشریات پایتخت به چاپ رسید. اما راه درازی را در پیش داشت و شاید خودش هم آن قدر جاه طلبی نداشت که روزگاری نامش را در میان ...
دیگر رمان‌های ماریو بارگاس یوسا
تازه‌کارها
تازه‌کارها یوسا هفت داستان این کتاب در میانه قرن بیستم نوشت، زمانی که جوان، دانشجو و شیفته‌ تجربه‌های متفاوت ادبی بود. فضای داستان‌ها به‌شدت بومی و شخصیت‌ها و مضامینی که پرورانده، برخواسته از واقعیت‌ها و تجربه‌های دوران جوانی اوست. شورو هیجان نوشتن و کشش و تعلیقی که در این داستان‌ها مشهود است، ما را با وجه دیگری از آثار این نویسنده ...
سر دسته‌ها
سر دسته‌ها یوسا این 6 داستان کوتاه را در سال 1959، در سن 23 سالگی نوشت. بسیاری از عناصر این 6 داستان از جمله نام قهرمانان و درون‌مایه‌های داستان‌ها و سبک نگارش‌شان در رمان‌های بعدی یوسا به اشکال گوناگون بازآفرینی شده‌اند. دغدغه‌های دائمی یوسا: قدرت، خشونت، دوستی و هم‌‌بستگی در 6 داستان این مجموعه نیز حضوری پررنگ دارد.
ماهی در آب (خاطرات ماریو بارگاس یوسا)
ماهی در آب (خاطرات ماریو بارگاس یوسا) مادرم بازویم را گرفت و مرا از در سرویس ساختمان فرمانداری به خیابان برد. به سمت خاکریز اگیگرن به راه افتادیم.آخرین روزهای 1946 یا نخستین روزهای 1947 بود اما امتحانات مدرسه سالسیان خاتمه یافته بود. من کلاس پنجم را به پایان رسانده بودم و در پیورا تابستان با نور سفید و گرمای خفه کننده‌اش از راه می‌رسید. مادرم بی‌آنکه صدایش بلرزد ...
سور بز
سور بز اورانیا. پدر و مادر چندان لطفی در حقش نکرده بودند، نامش آدم را به یاد سیاره‌ای در آسمان یا فلزی معدنی می‌انداخت، به یاد همه چیز مگر زنی بلندبالا و خوش‌سیما با پوست آفتاب سوخته و چشم‌های درشت و سیاه کم و بیش غمگین که از توی آینه به او نگاه می‌کرد. اورنیا! واقعا که چه اسمی.
زندگی واقعی آلخاندرو مایتا
زندگی واقعی آلخاندرو مایتا رمان زندگی واقعی آلخاندرو مایتا، حرکت سیال و پر افت‌و‌خیز و چند لایه‌ای است از زندگی مردم عادی، اعضای گروه‌های سیاسی مبارز، دولت‌مردان، هنرمندان و. . . در 1 کشور آمریکای لاتین، با همه پیچیدگی‌ و ویژگی‌های کشورهای توسعه نیافته و مردم آن.
مشاهده تمام رمان های ماریو بارگاس یوسا
مجموعه‌ها