مجموعه داستان داخلی

مردی پر از ماهی گلی و 8 داستان دیگر

از کدام شهر آمدی؟ مشهد روی کارت می‌نویسد: «آهو» و زیر آن امضایی می‌زند و کارت را به دستم می‌دهد. اتوبوس منتظر من و دو دختر دیگر است. در صندلی جاگیر می‌شوم و لبخند می‌زنم. دیدی که شد مادر، پیدایش می‌کنم. با همان یک نشانه. کاغذی از کیفم بیرون می‌آورم. از کنار تاخوردگی جمله‌ای پیداست: «... که ضامن شد تا آهوی من بماند. آهوی زیبای من!»

9786004360692
۱۳۹۵
۱۰۸ صفحه
۱۸۸ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
فراموشی (مجموعه 29 داستان بسیار کوتاه از نویسندگان معاصر آمریکا)
فراموشی (مجموعه 29 داستان بسیار کوتاه از نویسندگان معاصر آمریکا) مجموعه داستان‌هایی را که در دست دارید از نوع داستان‌های بسیار کوتاه هستند که در سال‌های اخیر در ایالات متحده آمریکا خود ژانر ادبی مستقلی را تشکیل داده، به طوری که پرفروش‌ترین چاپ‌ها و نشرهای سال‌های اخیر آمریکا عمدتا از همین ژانر بوده است.
دزد و نگهبان (داستان‌های کوتاه جهان 2)
دزد و نگهبان (داستان‌های کوتاه جهان 2) هیچ‌وقت عکسی از پدرم ندیده‌ام که مربوط به قبل از عضویت او در ارتش باشد. اصلا نمی‌دانم او در کودکی یا نوجوانی چه شکلی بوده. اگر پدرم مایملکی از والدینش ارث برده بود. اگر یادبود خانوادگی یا یادگاری از ایام جوانی‌اش داشت، من هرگز آن را ندیدم.
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
دزدی هنر است (چند داستان از نویسندگان روس) مجموعه داستان
دزدی هنر است (چند داستان از نویسندگان روس) مجموعه داستان پیدایش و شکوفایی ادبیات کلاسیک روسیه عملا از قرن نوزدهم میلادی آغاز می‌شود. در همین زمان است که شاعران و نویسندگان و نمایش‌نامه‌نویسان پیرو مکتب رمانتیسم پا به میدان ادبیات می‌گذارند؛ شخصیت‌هایی نظیر پوشکین و لرمانتوف. سپس نوبت به ادبیات رئالیستی روسیه می‌شود و چهره‌های برجسته‌ای همچون گوگول، سالتیکوف، داستایوفسکی، تولستوی، آندریف، کوپرین و گورکی خودنمایی می‌کنند. آن‌گاه رئالیسم سوسیالیستی ...
مارپیچ
مارپیچ من از طریق نویسندگی امرار معاش می‌کنم، اما آن روز می‌زده شده بودم و سردرد وحشتناکی داشتم و کل بعدازظهر کار نکرده بودم. قرار بود یک کار فوری انجام دهم، در واقع باید شرح نوشته‌هایی را برای کتاب آثار عکاسی هنرمندی می‌نوشتم که با او آشنایی داشتم. اما زق‌زق کردن مداوم سرم باعث شد به کلی نسبت به تصاویر او ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها