رمان خارجی

اردک سحرآمیز (کتاب‌های طلایی 1)

در بیشتر داستان‌های این مجموعه، که به قلم نویسندگان بزرگ نوشته شده‌اند، مطالب آموزنده‌ای درباره زندگی وجود دارد و به همین سبب این گونه داستان‌ها هرگز نمی‌میرند. داستان برای بچه‌ها نوشته بی‌جانی نیست؛ در خیال بچه‌ها جان می‌گیرد و با آن‌ها زندگی می‌کند. امید است خواندن این داستان‌ها با بچه‌ها گستره دید و بلندپروازی و شجاعت ببخشد و یاس و تنگ‌نظری را از آن‌ها به دور کند. هدف از انتشار این داستان‌ها بعد از گذشت بیش از نیم قرن آن است که بتواند نوجوانان امروز را هر چه بیشتر به کتاب و کتاب‌خوانی علاقه‌مند کند تا شاید از میان این خوانندگان پرشور نویسندگان بزرگی پدید آیند.

9786007439760
۳۲ صفحه
۱۴ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
برج بلور (مجموعه داستان‌های کوتاه آمریکای لاتین)
برج بلور (مجموعه داستان‌های کوتاه آمریکای لاتین) هر شب خواب ارلیندا را می‌دیدم. هر روز به دیدار او می‌رفتم و از بچه‌ها برایش می‌گفتم و از خانه‌ی جدیدمان به او می‌گفتم که دلم هوایش را کرده. هر هفته صلیب را بیرون می کشیدم و دوباره می‌کاشتم تا با نشست گل خم نشود و فرو نرود. از خانه‌ی جدیدمان همه جا و همه چیز را می‌دیدم و به ...
زخم نامرئی (21 داستان از 21 نویسنده) مجموعه داستان
زخم نامرئی (21 داستان از 21 نویسنده) مجموعه داستان زخم نامرئی، مجموعه داستان‌هایی از نویسنده‌های زنده و درگذشته جهان امروز است که در ژانرهای مختلف دست به قلم برده‌اند و به نگارش داستان کوتاه دست زده‌اند. داستان‌های این مجموعه هر کدام رویکردی متفاوت نسبت به داستان‌های کل مجموعه است. بدین طریق که خواننده در این کتاب،‌ بیست و یک داستان در فضاهای گوناگون می‌خواند و با شیوه‌ها و ...
در تماشاخانه شیطان (مجموعه 8 داستان طنز)
در تماشاخانه شیطان (مجموعه 8 داستان طنز) شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده‌ام، پیش از موعد! گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته‌ای یا سنگ بندگی خدا را به سینه می‌زنی؟ گفت: من دیگر آن شیطان توانای پیشین نیستم. دیدم آنچه را من شب هنگام به ده‌ها وسوسه پنهانی انجام می‌دادم، آدمیان روزانه به صدها دسیسه آشکار مرتکب می‌شوند. حال، اینان را به شیطان چه نیاز؟
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
داستان‌های کوتاه از ادبیات جهان
داستان‌های کوتاه از ادبیات جهان ناگهان مرد از همان‌جا که نشسته بود گفت: به نظر نمی‌رسد که قصه‌گوی موفقی باشید. عمه بعد از این حمله لفظی غیرمنتظره حالت تدافعی به خود گرفت و با لحنی جدی گفت: خیلی سخت است قصه‌ای به بچه‌ها بگوییم که هم آن را بفهمند و هم دوست داشته باشند. مرد گفت: من با شما موفق نیستم. عمه با حاضر جوابی ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها