رمان خارجی

دختری که رهایش کردی

(The girl you left behind)

می‌دونی چه حسی داره وقتی خودتو به سرنوشتت می‌سپری؟ یه جورایی بهت خوشامد می‌گه. دیگه نه دردی هست، نه ترسی و نه اشتیاق و آرزویی. مرگ، امید بود که داشت با این تسکین به وجود می‌اومد. به زودی می‌تونستم ادوارد رو ببینم. ما تو اون دنیا به هم می‌رسیدیم، چون مطمئن بودم که خدا مهربونه، خدا هرگر اون‌قدری بی‌رحم نیست که ما رو از تسکین تو اون دنیا محروم کنه.

میلکان
۹۷۸۶۰۰۷۸۴۵۸۲۰
۱۳۹۵
۴۷۲ صفحه
۵۶۰ مشاهده
۴ نقل قول
بازی نویسنده را حدس بزن
جوجو مویز
صفحه نویسنده جوجو مویز
۱۶ رمان پائولین سارا جو مویس و در ۴ اوت سال ۱۹۶۹ در لندن، انگلستان متولد شد. او در رویال هالووی (Royal Holloway) دانشگاه لندن (University of London)و کالج نیو بدفورد دانشگاه لندن (Bedford New College) تحصیل کرد. در سال ۱۹۹۲ او برنده یک بورس مالی از روزنامه ایندیپندنت برای شرکت در دوره کارشناسی ارشد روزنامه‌نگاری در دانشگاه شهر (City University) در لندن شد. او پس از آن به مدت ۱۰ سال (به جز یک سالی که در هنگ کنگ برای ساندی مورنینگ ...
دیگر رمان‌های جوجو مویز
من پیش از تو
من پیش از تو لوئیسا کلارک، دختری بیست و شش ساله و از طبقه کارگر جامعه است که به همراه خانواده‌اش زندگی می‌کند. زندگی یکنواخت و فاقد بلند پروازی او مدام تحت‌الشعاع موفقیت‌های خواهر کوچکترش ترینا، قرار دارد تا این که یک روز صبح شغل هفت ساله‌اش در کافه محلی را از دست می‌دهد. او به ناچار به مرکز کاریابی مراجعه می‌کند و با ...
رها در باد
رها در باد هر چیزی را که خوب است باید فورا قاپید. اگر چشم‌تان نتواند به قدر کافی ارزش چیزی را ببیند، پس لایق آن نیستید. دیزی به آن فرشته‌ها خیره شد، اکنون که دیگر شانسی نبود آن‌ها مال او باشند مشتاقانه می‌خواست‌شان. «گاهی سرنوشت برای ما چیزایی تو چنته داره که تصورشم نمی‌کنیم، فقط کافیه ایمان داشته باشیم که اتفاقای خوبی برامون ...
ماه عسل در پاریس
ماه عسل در پاریس باران در خیابان ناگهان قطع شده بود. مردی دستش را از در ورودی بیرون برد و چیزی به دوستش گفت که هر دو را به خنده انداخت. صدای لوری از زمزمه هم ضعیف‌تر بود. گفت: «اگه بخوام رک بگم، بزرگ‌ترین تهدید ازدواج شما شوهرتون نیست. حرف‌های آدمیه که نمی‌دونم چطور خطابش کنم، همون مشاوری که شما رو به اینجا کشونده؛ ...
خلیج نقره‌ای
خلیج نقره‌ای نمی‌دونین پایین اومدن و سقوط کردن چقدر آسونه. وقتی می‌فهمی که پایین پایینی و هیچ‌کی دور و برت نیست. مثل یه خواب می‌مونه که یهو نمی‌فهمی از کجا سر در آوردی. بعد یهو می‌بینی هیچ‌کی رو نداری که کمکت کنه یا حتا دلداری‌ت بده که آره می‌تونی برگردی و حرفاش یه نوری باشه تو قلبت که می‌شه برگشت. تو اون ...
سرپناه بارانی
سرپناه بارانی سرپناه بارانی از آن دسته رمان‌هایی است که جوجو مویز در آن احساسات صادقانه و کشمکش‌های درونی شخصیت‌های داستانش را در نهایت چیره‌دستی به تصویر می‌کشد. داستان از چند زاویه به بررسی احساسات سابین، مادر و مادربزرگش می‌پردازد. سابین که در لندن بزرگ شده، هیچ علاقه‌ای به زندگی روستایی ندارد. در آغاز هیچ چیز، به خوبی پیش نمی‌رود. تا اینکه... ...
مشاهده تمام رمان های جوجو مویز
مجموعه‌ها